Machine transcription
(٤١)
جلد دوم پادشاهان متاخر
متاخر
به تهیه و تدارک لشکر کشی شده در موعد یکهفته از جمیع سرشته جات سفر و انجام لشکر
خودرا فارغ ساخته رفتن سفر را بخود مصمم نمودند و درده بوری خیمه و بارگاه برپا کردند
و یکهفته دیگر بجهت بعضی امورات لشکری و شکست وریخت افواج و انجام سفر در ده بوری
توقف نموده بعد از آن بساعت نيك از ده بوری حرکت فرموده در قلعه قاضی فرود آمدند
و خیمه و بارگاه زدند سه روز دیگر استقامت کردند لاکن مدتی بود که از حرکات سردار
محمد شریف خان متحیر و متفکر بودند و با خوف و رجاء می گذراندند و بحیرت مانده که با سردار
مذکور که اصلا اعتباری ندارند و دایم بر خلاف اعتبار و قاعده دولتی که سزاوار بزرگان است
عمل می دارند و حرکت میکنند چه باید کرد و عاقبت چگونه رفتار خواهم نمود خصوص در این وقت
که دشمن قوی عنقریب میرسد چنانچه بهاك کابل داخل گردیده سردار مذکور بارها بر ملاء
وخفا از دولت خداداد شکایت می کند و دایم بطمع خام افتاده ومقرر خیال حکومت قندهار
به خاطر دارد و به مطلب خود کنایه می کند اما حکومت قندهار دائر باشی دارد و شیوه محبت و صداقت
و راستی می خواهد کداميك ازینها بصداقت سردار است که سزاوار حکومت قندهار باشد
این خیال است و محال است و جنون
چنانچه از کردارهای حضور امیر شیر علیخان بخاطر نمی آرد که با سرکار مذکور چه رفتار
وچگونه کردار کرد اکنون که بهمه باب آسودگی دارد و آسوده می گذراند سزاوار شکر است
نه لایق شکایت بندگان سرکار می دانند که از کردار ناصواب خود دست بر نمی دارد خصوص
که سرکار امیر شیر علیخان در غندی مرسل رسیده بهتر آنست که از شر سردار مذکور خودرا
محافظت باید کرد زیرا که بندگان اقصی اراده دارد که تقابل دشمن رود باید و شاید که از شر
سرکار والا آسوده شده عازم سفر شود چنانچه سردار محمد شریف خان را محبوس نمودند
و آسوده خاطر شدند بعد از آن سردار شمس الدینخان را در دارالسلطنه شهر کابل
حاکم مقرر نمودند و بتوکل خداوند کریم ورحیم با دریای لشکر که از مور و مار بیش بودند
بجانب دشمن حرکت فرما شدند و بطرف غندی مرسل که منزل گاه دشمن بود عازم گردیدند
و کوچا کوچ بدون توقف منزل و مراحل طی فرموده بسرعت میرفتند تا اینکه وارد غندی مرسل
شدند و در مقابل سرکار امیر شیر علیخان لشکرگاه کرده خیمه و بارگاه باوج ماه رساندند
و یکصدو یک توپ شاد یانه امر کردند تا گوشرد دوست و دشمن کرد دو بعد از آن از طرفین آماده
جنگ شدند اکنون سرکار امیر محمد اعظم خان و سرکار امیر شیر علیخان را
در حدود غندی مرسل به تقابل همدیگر بادر یای لشکر بگذارید تا چند وقتی دست بازی
و ترك تازی کرده در میدان نبرد میدان داری نمایند.
چند کلمه سخن از رویداد و گذارشات ترکستان و رویداد قلعه
بندی میمنه و واقعات حضور سردار عبدالرحمن شنوید.
قبل از این در قید تحریر در آورده بودم که سردار عالی تبار سبب میر های نمك
حرام که در میمنه جمع آمده بودند قلعه میمنه را حصاری کرده اطراف آنرا بلشکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
