Machine transcription
(۱۷)
پادشاهان متاخر
لشکر فرمانی از طریقه بزرگی که سزاوار شاهن است برای والی فرستادند با ین مضمون سواد:
فرمان بندگان سردار سالار
عالیجاه عزت آگاه میر حسین خان والی را آنکه عزت نشانا با وجود زحمت کشیدن
و رنج راه را دیدن و با دریای لشکر وارد میمنه شدن و مبلغ های کمانی صرف لشکر کردن
و دولت های خطیر مصارج نمودن با زهم از روی بزرگی و محبت و دوستی خصوص که طینت
بندگان عالی بخرابی احدی ذاتی نبوده و نمی باشد بنا بر ان بخاطر عاطر گذشت که دفعه دیگر
اطلاعا فرمان جهة آن صداقت نشان بفرستم که حالا هم ممکن است هر گاه میرهای نمك
حرام که فراری میمنه می باشند آن عالیجاه بحضور بفرستند
عجب نیست و با علت محبت و رابطه دوستی افزون
و بر زیاد میگردد بعد از ان بندگان عالی بدون جنگ و جدل و بمهر و محبت باز
گشته میمنه را بشما واگذار میشود که بخاطر جمعی حکمران بوده با دولت خداداد رابطهٔ
دوستی قدیمی را از دست نداده خود را از جمله دولت خواهان دولت قوی شوکت شمر ید
و امیدوار نوازش و مهربانی باشید صدقه بران ابریخت چند نفر آدم های نمک حرام خود را
و فقرای خود را و لشکر پادشاه عدالت گستر را رنجه ساختن و خود را دشمن دولت نمودن
سزاوار شان خود ندانید زیرا که بند گان عالی از سر ابتکار میگذرد تا زمانی که
مقصد حاصل نشود همان بهتر که با صلاح انجام یابد و بغور مندی تمام شود باقی شما
میدانید هر کسی مصلحت خویش نکو میداند ، خلاصه سخن چون فرمان سردار عالی مقدار
منظور میرحسین خان والی شد و مطالعه نمود مطابق عریضه اول عریضه فرستاد بدینموجب
شرح عریضه میر حسین خان والی میمنه:
صاحبا ذره پرورا غلام نوازا فدایت شوم فرمان قضا جریان را مطالعه کرده [پرتارک?]
گذاشتم از قدم رنجه کردن و زحمت و رنج راه کشیدن و در ولایت میمنه تشریف آوردن
و غلام را سرافراز نمودن غلام عقیدت کیش بسی مسرور و سر فراز شدم و دعای
دولت قوی شوکت را نمودم و سرافرازی حاصل کردم اما التماس می کند
غلام که این اشخاص گناهکار که سراسر خطا کارند و گناه شان ظاهر
و هویدا ست لا کن در زمانه رسمی است که پناه آورنده را پناه می دهند امر و ز
غلام صداقت کیش از حضور فیض ظهور امیداورم که قلم عفو بر جر یده این اشخاص
گناهکار کشیده بغلام عنایت فرمایند و ما بین دوست و دشمن غلام را سر افراز دارند زیرا
در عفو لذتی است که در انتقام نیست ، چونکه غلام لا چار گرفتار شدم از لاچاری فرستادن ممکن
نیست و بدنام عالم می شوم هر چند که آنها سزاوار قتل میباشند با وجود آن از انتقام
عفو افضل است و غلام توقع عفو می دارم باقی جناب بندگان عالی متعالی پادشاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
