BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 242

Page 242

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 242 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

میفرمایند مصرع در مرغ زيرك چون در افتد تحمل بایدش مخلص كلام از رفتار و کردار سردار فیض محمدخان عیال مذکور شنیده ويك بيك اطلاع یافت سردار فیض محمد خان شوهر خود را بحرم سرای طلب کرده سرزنش کرده وقد مود که این چه رفتار است و این چه کردار است که با سر کار امیر شیر علیخان پیشه کرده اید و هم چنین پادشاه بزرگ را از مراتب قسم آورده امروز بخیال نمی آورید گویا نظر بند کرده و منظور نمیدارد و خود را بتمام عالم میسپارید فردا بدنامی را چه نحو از خود دفع میکنید ازین خیال باطل در گذر دوزود تر معالجه کنید وبحضور پادشاه قوی شوكت رفته عذر کنید و بندگان سر کار را از خود خرسند بگردانید خصوص که اینچنین صدمه بزرگ پیش رو دارید و گلو گیر است باری : شعر بر سیاه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین بر سنگ بهر حال سردار لشکر برادر عبدالرحمن خان که جميع ترکستان را بوی تفویض کرده و خطه ترکستان را گو ابوی بخشید عاقبت سردار مذکور چه وفا کرده که با سر کار امیر شیرعلیخان که مهمان است وفا کند باری آن قدر که عیال سردار فیض محمدخان نصیحت کرد و سرزنش نمود و دلیل گفت سودمند نشده تاثیر نه بخشید لا کن شاعر میگوید : فرد دهقان سال خورده چه خوش گفت با پسر کی ور چشم من بجز از کشته ندروی اکنون چون سخن از سردار فیض محمد خان در میان آمد محرر کتاب از همان زمان حکایتی دارم که مناسب همین موقع است که باید تحریر دارم تا در کتاب هذا بیاد گار بماند نقاره شاه نام فقیری بود موی میکند سبط بار و پیرو مرشد مرغان فیض محمد خان بود وسردار مذ اور چنان مرید با اخلاص بود که سخن او را وحی آسمانی در باره خود میدانست روزی پیر از عالم کرامات سردار فیض محمد خان را پادشاه ساخت وافغانستان را تا دروازه صندل بوی عطا فرمود سردار مذکور چنان فترحت وخورسندی از کرامات پیر حاصل کرد که یکصدو یک توپ شادیانه امر فرمود و چنین عقیده کرده که دیگر جای چون وچرا باقی نما مدو بصدق صفا قبول کرد وخود را پادشاه قوی شوکت قیاس کرده و تا دروازه صندل خود را فرمان فرمادید این بود که بخیال فاسد بعساکر ورده سر کار امیر شیرعلیخان را نظر بند گویا گرفتار میکرد و خاطر داشت که سلطنت افغانستان را بدون چون و چرا دست میارم وخودرا از افغانستان فارغ ساخته بعساکران بجانب هندوستان قدم رنجه کرده تا دروازه صندل رفته بهر شهر و دیار حاکم میگذارم و واپس در کابل آمده استقامت میفرمایم وسکه و خطبه بنام نامی خود میزنم از قضای الهی سردار مذکور کابل را ندیده در قلعه الا داد خان پنج شیر ضرب گلوله توپ از پای در آمد و بمراء خویش واصل شد و پیر بیچاره کذاب برآمد باری از کردار و گفتار و رفتار خود پیر سخن رانم وسره مطلب باز گردم در زمان حکومت نایب محمد علم خان که محرر کتاب در ترکستان بودم پیر سردار فیض محمدخان نقاره شاه مذکور باغچه گل کاری آبشار خوبی داشت که مشهور تکه خانه بنامیدند و از آبهای رنگارنگ (230)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 242. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/242 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/242
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record