BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 165

Page 165

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 165 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

شعر بی زبان باش نه بینی که قلم تازیان یافت سرش در خطر است مصدقات این مقال آنکه روزی سردار محمد اسمعیل خان در حرم سرای بمنزل یکنفر عیال خود داخل شد و میخواست که استراحت نماید اتفاقاً بدیوار پشت آئینه عکس سردار محمد امین خان پدر خود را دید و غمگین شد وفوراً بخدمتگار منزل امر کرد که عکس پدرم را از مد نظر کناره کنید که طاقت مشاهده آن را ندارم از ان سبب که من زنده باشم و خون پدرم را از قاتل نستانم وقاتل را به تخت سلطنت پدرم آسوده به بینم البته از عکس پدر خجالت میکشم امیدوارم که خداوند مرا قوی سازد وقوت انتقام بدهد تا قاتل پدرم را قاتل شوم و خون پدر از دشمن بستانم این سخن را بیان کرده و آه آتش بار از جگر بر کشید از گردشات زمانه غدار و کج رفتاری فلك كج رفتار آگاه نبود که در پس پرده چقدر بازی های تازه بروی کار می آورد چنانچه فرموده استاد است : لب نگشائی اگرت نوش ها ست کز پس دیوار بسی گو شها ست قصه کوتاه واقعه نویس خفیه همین قضیه گفتگوی سردار محمد اسمعیل خان را بحضور رسانیده عرضداشت کردند بندگان اقدس از شنیدن این واقعه جان گداز بيك باره غضبناك شده آتش غضب شعله زدن گرفت وطاقت تحمل باقی نماند فردای آن روز که سردار محمد اسمعیل خان بدربار آمد وبحضور رسیده سلام کرد سر کار امیر شیر علیخان سر دار مذکور را نزديك خود طلب کرده فرمودند که ای فرزند تا چند طاقت کنم چشمر اخیار را شنیده ناشنیده پندارم هر قدر تحمل کردم و در نادانی و خرد سالی شما محسوب کرده خود را تسلی دادم روز بروز حرکات شما بر خلاف راه حق افزون شده تا اینکه بندگان اقدس را قاتل پدر خود خطاب کردید هر گاه قتل کردم دو بازوی خود را قطع کردم سردار محمد امین خان برادر اصلی و سردار محمد علی خان فرزند صلبی بندگان اشرف بشما چه ضرر و نقصان رسیده که اراده انتقام میدارید و سر کار را قاتل ودشمن میشمارید از روز ورود سرکار در قندهار یومیه بشما نوازش و پدری کرده توقع برادری و فرزندی داشتم و بجای برادر خود حکومت قندهار را بشما واگزار شدم و بخاطر اقدس خطور میکرد که داغ برادر و داغ فرزند را شما از خاطر سرکار محو سازید وطریقه فرزندی را بدرجه اتم برسانید که از مرگ برادر و فرزند فراموش دارم اما ندانستم که شما قاتل سرکار میباشدو بندگان اشرف را دشمن میدانید از اول سرکار خدا جوی از طنیت بد بشما میدانست خصوص نارضامندی پدر از شما ظاهر و نادانی و روز گشتگی شما افضل اران اما از تنگ زمانه که عیب نگیرند از همه اعمال بد بشما گذشتم وبخود قیاس کردم که شاید خداوند توفیق نیکی اعطا کند وبفضل خود عقل کامل نصیب گرداند لاکن بشما برعکس آن دیدم ویومیه از شما برگشتگی بخت ظاهر شد : بیت هر لحظه و هر ساعت يك پیشه نو آرد شیرین تر و زیبا تر از شیوه پیشینش (١٥٨)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 165. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/165 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/165
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record