Machine transcription
(۱۰۰)
تاکید است مختصر کلام چون فرمان ثالث قندهار رسید وسردار محمد امین خان
وسردار محمد شریف خان مطالعه نمودند سردار محمد شریف که مایه فساد وکینه بود
و فتنه را بر پا نموده بود جواب فرمان سرکار امیر شیر علیخان را بدون امر واجازه
سردار محمد امین خان باختیار خود نوشته کرد و بحضور سرکار فرستاد .
سواد عريضه قندهار در جواب فرمان سرکار امير شير عليخان از جانب سردار
محمد شریف خان فدایت شوم فرمان اول و ثانی وثالث رسيده زیارت شد امیر کبیر جناب
بندگان سرکار اشرف اقدس را پادشاه خطۀ افغانستان وجانشین مقرر كردند
ونگین دولت افغانستان را كما كان به تصرف بندگان سرکار درآوردند و برادران
واقوام وجميع افغانستان را امر بفرمان برداری سرکار والاقر نمودند و حلفا را نصیحت
دادند که از فرمان سرکار تجاوز ندارند و بامر و نهی پادشاه خود امید مطابق فرموده
خداور سول اکرم ص (بعمل آورند اکنون اظهر من الشمس است که جمیع افغانستان
تحت فرمان وخدمتگار ودعاگوی دولت خداداد است اما باین حد و امید که امیرکبیر
در خصوص برادران و اقوام وبزرگان افغانستان البته بجناب سرکار همایون هم سفارش
نموده باشند افضل از همه در بارۀ برادران وجايداد موروثی شان بیشتر تأکید و سفارش
کرده باشند چون بندگان اقدس بدولت و اقبال بر تخت سلطنت افغانستان بر قرار شدند
هنوز سالی نگذشته بود که باندک بد رفتاری سردار محمد اعظم خان با مر این برادر
بزرگ سردار محمدافضل خان که راستند و دولت عظمی خرج کردند و رفع سفر را برخود
گرفتند تا به ترکستان مشرف شدند عاقبت بگفته سردار محمد رفیق خان که شکست دولت
افغانستان را خواهانند يك ركن سلطنت خود را خراب کردند و ملك موروثی او را
از تصرف او بدر نمودند اضاف بران همچنان شخص بزرگ که بزرگترین برادران
بودند وسزاوار صد گونه نوازش داشتند هر چند گناه کار میبودند مناسب ولايق حبس
نبودند هنوز همان قضیه انجام نیافته و بربانيها جاریست وسالی ازین فتور وبد نامی
نگذشته ومردم زمانه متحیرند و سبب قضیه را یکی از دیگر سوال میکنند که چرا بندگان
اقدس چنین کردند فدایت گردم همان قضیه هنوز برپاست و از زبان مردم نیافتاده که
خیال سرکار بخرابی قندهار کمر بسته وقوراً جزوی سخن را دست آویز میسازند
چنانچه کان طلا که بنظر مردم مشهور آفاق گردیده لاکن قلیلی موجود نشده هرچند
در کان تردد ومخارج بیشتر میشود کمتر بهم میرسد غمازان وفتنه انگیزان آنرا دولت
بزرگ قرار داده اند و بندگان سرکار بگفته اوشان میل کرده طالب شده اند وطلب
حضور فرمودند و حقیقت کمی و افزونی کان طلاء را بحضور مشخص نمی دارند انصاف
باید کرد کجا سزاوار بزرگان و پادشاهان خواهد بود عرضه داشت دیگر در خصوص
شکست وریخت دیوار واطراف شهر قندهار که برهم و خراب شده بود بعد از سفر هرات
که خرابی وفرسودگی او به نظر معلوم میشد امر بمرمت کاری فرموده شد این راسر کار
ذوی الاقتدار بگفته فتنه انگیزان و غمازان اسباب جنگ پنداشته سبب آبادی او را
فرمان فرستادند و حقیقت چون و چرای او را خواهش کردند خوشتر از همه تواقشعات
بندگان سرکار که غلام عقیدت کیش را فتنه انگیز خطاب کردند افضل آنکه مرحمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
