Machine transcription
زهی خرقه با سعادت که شد خراسان ز فیض قدومش منور
معلی جناب احمد آن شاه والا که بد رتبه اش برتر از بام اخضر
بباز و چور ستم به هیبت چو دارا بحشمت سلیمان به تمکین سکندر
مطیغش ز مه تا به ماهی جهانی بپابوسش آسمان حلقه پیر در
از انجا که آمد زویشر داشت مسکن حب حق تعالی و حب پیمبر
فرستاد در جو ز گون بهر تعظیم [ولی خان] وزیر خود آن نيك اختر
که تا آورد خرقه شاه لولاك حبیب خدا شاقع روز محشر
بیاوردش از جوز گون آن نکونام بصد عز و تکریم بسیار و صد فر
نهم از ربیع اول و روز دو شنبه که شد قندهار از از واثر معطر
با لف مأ ته ثما نین وا ثنان خرد گفت بنویس تاریخش اندر
۱۱۸۲ قمری
وزیر شاه ولی خان اگر چه خدمات او بیشتر جنبه عسکری نداشت ولی شخص با عاطفه و صاحب جود و در امور سیاسی عهد احمد شاه غازی مصدر خدمات قابل قدری شده و همیشه با اعلیحضرت موسوف در سفرهای بلادهند همراه و همقدم بوده وعلاوه در قسمت بخشایش صفات بزرگی داشت چنانچه روزی از يك بازار لاهور میگذشت در حین رفتار سارقی دست به حبیب او فرو برده بود و در حالی که خودش متوجه نبود یکی از ملازمینش که در عقب روان بود به وضع کیسه بر نگران شده و به شتاب دستش بگرفت و قتی که وزیر موصوف متوجه شد فرمود که دست به حبیب مرد فرو برده است متاعی که هست بر گیرد چون در جیبش چیزی نبود لهذا دست سارق را بحبیب دیگر خود فرو برده گفت هر چه هست بر گیر اهل بازار به حیرت شده گفتند این سارق است باید سرزنش شود نه نوازش بجواب فرمود شخصی که به حبیب مرد دست فرو برد محل نوازش است نه سرزنش :
وزیر شاه ولیخان در سنهٔ ۱۱۸۶ قمری در اثر طرفداری داماد خود شهزاده
«٢٥٣»
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
