Machine transcription
- ٤٠٢ -
جنوبی احاطه دشته رقبه ان بیشتر از ٤ میل مربع تخمین میشود) خراب وابتر کردند. باغ و بساتین ومناظر و بدایع دل نشین انرا از کار کشیده درخت زارها وجنگلات او را (که در ایام گرما یك نعمت غیرمترقبه برای خود سکنه ان سمت شود) علی الاکثر قطع و بی ثمر نمودند.
جبه خانه ومیگزین مرکزی انرا برعلاوه چور وچپاوای که وحشیانه نمودند بالاخره اتش زده نقشها محتویات بی پایان انرا لقمه اتش نمودند !!! بل از اثر انفخار ان اکثر حصه مهمه شهر را نیز پرانیدند. وخون بسی مظلومین را ازین عمل خود بگردن گرفته ظالم ومظلوم خرد و بزبر خروارها خاک وگل مدفون شدند. داد چور وچپاول وتاراج ویغما گری را دادند!!! در اذیت اطفال معصوم ورجال مظلوم کوتاهی نکردند. بر اهالی مظالم وتکالیف کمر شکنی را بشدت اجرا کردند.
قصر های عالی وجایهای لاثانی سراج العمارات باغ شاهی کوکب فرح لغمانی سلطانی پور باولی - و عبتیه ومدرسه وحکومتی وغیره دوائر سلطنتی ومنازل شخصی واهالی را مبار وبرباد کردند.
منازل ورباط های عرضه راه را در سرتا سر مشرقی از کار کشیدند... هستی ومال ومنال مامورین حکومت سابقه را بالعموم مال حلال خود دانسته بردند وخوردند وانها ومتعلقین شانرا بانواع مصائب وتکالیف سرد وچار کردند.
بالاخر درین عرصه ٩ ماه داد خونریزی ومال مردم خوری - نفاق افرینی - شقا و انگنی - خود سری - لا ابا لیگری و ... و... را طوری بجا اوردند که نظیر ان کمتر بخاطر میرسد. چند شاه و چندین وزیر برای خود تراشیدند و هرقوم بچند گند و چند شعبه منقسم شده و هر کدام ان برای خود رئیس جداگانه وکابینه ملیحده تشکیل کردند و همه این ترتیبات مضره خود ها را بجای اینکه برای مفاد وبهبود عالم اسلام وترقیات افغانستان صرف میکردند درب میان خود شان صرف هرکدام انها بمقابل همدیگر خود مخالف وطرف واقع میشدند دائما خانه و جای و قلعه های همدیگر را چور و تاراج ومیسوختاندند وسوء اداره شان باندازه بود که - هیچ يك نفر از يك قريه بدیگر ده بدون بدرقه ومحافظانه رفته نمیتوانست.
در ضمن این طوائف الملوکیهای ان سمت بدیگر افراد خورد وریزه انها عطف قلم نمیکنم تنها از محمد هاشم خان (برادر محمد نادرخان) وضیاء محمد خان باین اینقدر حکایت میکنم که دارای پره وجنبه بزرگ وتقریبا درین اواخر کوس شاهی وجهانگیری را می نواختند وتوق العاده بمخالفت کابل جدی وپلانهای در تبلیغات مضره برخلاف حکومت حبیبیه میکوشیدند.
ولی از فضل ایزد منان و برکت روحانیت پیغمبر اخر زمان وحسن نیت امیر حبیب الله خان و ضرب شمشیر درخشان وتهور ورشادت بی پایان معین السلطنه صاحب سردار اعلی حمیدالله خان وفداکاری و جانبازی عساکر ظفر ماثر حبیبیه ومقیدت وفاشعاری عالیجاهان عبدالرحمان خان خانخانان وملك محمد قمبرخان وملك محمد علم خان واقوام وطرفداران انها چنان يك گوشمالی بجا وسرکوبی با سزائی برای اتباع وطرفداران محمد هاشم خان وضیاء محمد خان داده شده که امروز اثر وخبری ازان جمعیت وتشکیل سلطنت شان نیست. خود ان دو بد بخت پس ازینگـه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
