Machine transcription
- ٣٥٦ -
زیرا که از روی ایات قرآنی و احادیث نبوی هم خود کشی و بعبارت دیگر نفس خودرا به تهلکه
انداختن در گناهان کبیره محسوب و مرتکبان بزه کار و مستوجب بازپرس پروردگار است .
بالاخره در روی زمین هیچ کسی نیست که برای مدافعه حیات و وقایه زندگانی خود اهم ترین
مساعیش را صرف واخرترین کوششهای ممکنه خود شرا بذل نمیکند و تدابیر و چاره هائی را
که بفکرش میرسد درین راه بکار نمی اندازد !
ازین تمهید طولانی که تا حال مرقوم شد البته که ناظرین این امر را بخوبی درک و فهمیده
اند که انسان حیات و زندگانی خودرا بسیار دوست دارد . و هر چیز را بمقابل ان فدا میکند .
الا در برابر یک چیز . که در مقابل ان انسان حیات خویش را هم بخوشی خود قربان میکند. وان هم
(حیات) است اما نه ( حیات فانی ) بل زندگانی جاودانی است .
بلی ! همین انسان حیاتدوست و همین بشر زندگانی طلب را علی الاکثر می بینیم که در میان
باران گلوله های دشمن در نیستان مرس های مهلک و مدهش توپ و تفنگ در وسط فیرهای متوالی —
بومبه ها و شراپنلها در عین شعلات اتشفان سوز در برابر تصادم و بروق ولمعان کاردها و شمشیرها
و برچه های جگر دوز بی انکه بقدر یک ذره پروا کند و یا اندکی ابروخم نماید و یا از ماندن مال و
منال وثروت ومکنت خویش اندیشه را بخاطر راه دهد — و یا فرزند و پدرو زن و مادرش را بخیال خود
بیاورد و یا دیگر خاطر های مرغوبه دست بدامنش بیندازد (الله اکبر) گفته قومانده (زرزو) را
تکبیر(یا الله خوانده . امر (وراندی مارش) را تقبیل کرده داخل خط اتش میشود با خصم خود
می جنگد دیگر رفقای خود شرا هم به محاربه تشویق وتحريك میکند دشمنش را مردانه وار زخمی
مینماید . خود : هم اخیرا زخم می بردارد . خصمش را بیدریغ می کشد — بالاخره خودش هم کشته
نی استغفر الله شهید یعنی زنده جاوید میگردد .
همان حیات عزیز خودرا قربان همان زندگانی شیرین خودرا فدا مینماید . همان وجود —
نازکدانه و همان جسم بلقلقد نازدانه خودرا که همیشه از گرمی بسردی نگذاشت و در سردی در —
بسترهای گرمش می پیچانید در لحاظ وتوشك ومکای ترعش می پرورانید و حسب طاقت وقوت
خود ش به غذا وخوراکهای مناسبش تغذیه وتقویه میفرمود در سنگها در کوها در بیابانها در —
سردی ها و در گرمی ها روز و شب گاه و بیگاه گرسنه وتشنه بمسادمه پرخچه های بمب بمقابله
تکه های شراپنل وگلوله های توپ ومرمی های تفنگ و تیغ های کرین و برچه درخاك وخون بحالت
زار وزبون می اندازد ! ! !
برای چه .
برای (حیات ملی) ! برای (استقلال مملکتی) برای اجرای (اعلای کلمه الله) و برای
صیانت دین رسول الله !
زیرا که درین راه مردن وجان دادن عین حیات بود مصداق (بل احیاء) شد بمقام (فند ریهم)
فائز وبانعام (فرحین) نائل است . پدر بشهادت همچه پسری که درین راه مقدس شهید شود فخر میکند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
