Machine transcription
ـ ۱۳۰ ـ
در قران کریم ذکر بسیار اقوام است که بسبب گناه های خود بر باد فنا رفتند و ان گناه ها
چه بود .
در میزان وترازو ی عدل راستی نمیورزیدند حقوق مردم را پوره نمیدادند براي خود قد زیاد
می گرفتند و براي دیگران کم میدادند قطع سبیل خلاف فطرت می نمودند قول وفعل شان مطابق
نبود و بزبان محبت و تعلو بیدل کینه وعناد می پرورانیدند خویشتن را مقرب بارگاه الهی دانسته
غیر را ذلیل وحقیر می شمردند بعضی بندگان خدارا که در خلقت مساوی شان بودند غلام و اسیر و
قتیل می ساختند علی هذا القياس مرتکب جرایم وخطایاتی می شدند که مورد قهر خداوندی گشته ـ
حجت عفو شان نمیماند ع رحمت حق بهانه میطلبد ـ بلده طیبه ورب غفور ـ اگر شهر پاك
باشد پروردگار امرزنده است چون طهارت ونظافت ظاهر وباطن مفقود شود البته کردگار جبار
وقهار است نبی عباد ی انی انا الغفور الرحيم وان عذابی هو العذاب الالیم ـ اگاه ساز ـ
بندگان مرا که نی الحقیقه من امرزنده و مهربانم وعذاب من هم عذاب دردناك است .
حالا بنگریم که از گناه های امم سابقه کدامست که درمانیست . اگر ما مثل شان بزه کار
باشیم چه فضیلت داریم که از عقوبت مان برهاند ـ قبلا یهود ونصاری میگفتند نحن ابناء الله و
احباء وقل فلم یعذبكم بذنوبكم ـ ما فرزندان ود وستان خدائیم بگو پس چرا اوتعالی بوجه گنا هاي
تان شما را عذاب میکند اگر همچنان ما مسلمانان بگوئیم جواب ما هم همان است ايا عذابیکه بر
جلال اباد واهالی سمت مشرقی نازل شده است از روی زمان ومکان بعید ودوراست که از عبرت
گیری اغماض وتغافل میکنیم ـ اسباب ان چه بود . ما اصاب من مصیبه فبما كسبت ايديكم ـ
مصیبتی که بشما میرسد کسب دست خود شماست رضی الله انطعنا تيقظ بعد هم ـ لان مصاب الزيد
مزجره العمرو ـ شیخ سعدی در باب تباهی بغداد و پاد شاه واهالی ان مرثیه خوانده این ـ
انتباه می نماید که بعد ازان مردم بیدار شوند زیرا مصیبت یکی باعث احتیاط دیگری میشود ـ
از واقعه جلال اباد بخود امدن ومقایسه ان بکابل نمودن يك مسئله مهمی است که تعلق بحیات
وممات ما دارد بلکه نجات جاو دانی درهمین مضمر است چه اکثر موجبات فناي دنيا باعث
هلاكت ابدی میگردد مثلا نفاق و شقاق چون پریشانی امارت و محکومیت میارد في الدرك الاسفل
من النار هم میرساند .
در کابل مثل جلال اباد انقلاب بوقوع امد اما ازان انهدام قصرها وكاشانه ها وخرابی
خانه ها وخانمانها که بصورت كلى وبدهش رو داد درینجا عشر عشیر ان واقع نشد ـ ما سكنه
کابل در اعمال خود بهیچ وجه از انها بهتر نبودیم اما فوقیت در ان اشخاصی بود که خدای ـ
ماليك و مقتد ر قوت و غلبه بایشان بخشید ـ باران که در لطائف طبعش خلاف نیست دریا
لاله روید و در شوره بوم خس ـ همان ابی که می بینی طراوت مایه گلها ـ چو بر ائینه
پاشی کلفت زنگار می بیند ( افلم يسيروفى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون او اذ ان يسمعون
بها فانها لا تعمى الابصار ولاكن تعمى القلوب التي في الصدور ) آیا درزمین نگشتند پس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
