Machine transcription
- ۱۲۸ -
گویند. مثلاً : شخصی بشخصی گفت که « اگر فلان مرد مال شما را
بسرقت برد من ضامن او می شوم » این کفالت کفالت معلقه
است . یعنی مضمون جمله « من ضامن او می شوم » که حصول
ضمان کفالت است ؛ بر مضمون جمله « اگر فلان مرد مال شما را
بسرقت برد » است مربوط میسازد .
شرطیکه حصول سرقت است ؛ اگر ثابت شود ؛ ثبوت چیز
معلق بآن . یعنی ضمان و کفالت هم لازم و ثابت میگردد .
در صحت تعلیق بشرط ، بایست شرط در زمان تعلیق موجود نباشد .
یعنی وجود و عدم آن در زمان استقبال متردد و مشکوک باید بود . بناءً
علی هذا هر گاه شرط پیش از زمان تعلیق واقع باشد ؛ این تعلیق را تعلیق
نمی شمرند . بلکه تنجیز میخوانند . یعنی بطور فوری بوقوع آن حکم میکنند
مثلاً : شخصی بشخصی گفت . « اگر من از شما وام دارم ابرا کردم » اینجا
در حقیقت شخص اول بر ذمه شخص ثانی دارای وام بوده مدیون از
دین بطور فوری بری میشود .
تعلیق بر چیز محال باطل است که این شرط یکی از شرطهای صحت تعلیق است .
حکم تعلیق مانع اهلیت تصرف است . یعنی تعلیق مانع انعقاد عقد است .
مثلاً : شخصی بدون تعلیق بشخصی « من شما را بفروختن این اسپ وکیل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
