Machine transcription
۱۳۴
روح - درین ها یک امر خیلی قابل اعتنا بتجربه
نرسیده است .
بنده - آن چه امر است .
روح - آن احساس است - آن گوهر شب
چراغیکه در ضیاء آن سر زندگی مستور است .
بنده - عفو فرمائید نمیتوانم این را تسلیم نمائیم
که حیوانات احساس ندارند .
روح - شما میتوانید که از روی تجربه های
یومیه خود، و بنا بر مشاهدات مسلسل خود این را یقین
نمائید . یک گوسفند را پیش روی یک گوسفند دیگر،
یک مرغ را نزد یک مرغ دیگر حلال می کنند و
از بشرۀ اینها هیچ اثر تاست و از دهان اینها
هیچ حرف نا مرضی ظهور نمیکند . هر گاه یک اسپ
مریض میگردد - بجای اینکه اسپ دیگر ازان پرستاری
کند عنفاً علف آن را آذوقۀ خود میسازد، آن بیچاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
