Machine transcription
خدیج عرض کرد: یا رسول الله! رافع پسر من خوب تیر انداز
است درین وقت رافع به سبب حرصیکه برای رفتن غزا
داشت قد بلندک میکرد) رسول الله صلعم او را اجازه رفتن
داد. سمره گفت: رافع را اذن رفتن داده شد و مرا نی! و
حالانکه در کشتی گیری من او را می خوابانم پدر اندرش عرض
کرد: رسول الله صلعم هر دو را به کشتی انداخت! رافع را خوابانید
آنگاه سمره را نیز اجازه رفتن داده شد.
شب در موضع مذکور ماندند بعد از نماز خفتن رسول الله
صلعم (ذکوان) را برای پاسبانی فوج مقرر ساختند او زره را
پوشیده سپر و شمشیر خود گرفته تمام شب گرد لشکر میگشت . و
حراست خیمه حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم را میکرد.
سحر گاه از خواب بر خاسته روانه شدند نماز صبح را با حد رسانیدند
بعد از نماز صبح رسول الله صلعم صف ها را استاده کرد که
کوه احد در قفا و روی جانب مدینه بودند! و عبد الله ابن جبیر را
با پنجاه تیر انداز در شکاف کوه عیق که به طرف چپ صفوف بود
مقرر نمود و چون آنجا محل خطر بود تاکید فرمود: که اگر غالب شویم
یا مغلوب! شما ازین شکاف بیجا نشوید تا مشرکین از کمین به پشت
لشکر اسلام نیایند.
مشرکین نیز صف آرائی کردند و علم شان نزد طلحة بن ابی طلحه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
