Machine transcription
سیر نبویه
۳۹
کرده متوجه مکه شد؛ در راه باغ عتبه و شیبه پسران ربیعه بود؛
خود را بسایه آن باغ رسانید؛ هر دو برادر در بلندی نشسته
بودند معامله قوم ثقیف را میدیدند عرق قومیت وحمیت
شان به حرکت آمد شیبه (عداس) نام غلامی نصرانی
داشت انگوری باو دادند و گفتند نزد آن مرد ببر! عداس
چون انگوری آورد و نزد آن حضرت صلعم نهاد؛ سید عالم
صلعم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ گفته تناول نمود؛ عداس سوی
روی مبارک آن سرور ه نظر انداخت و گفت: به خدا این
کلامی است که درین دیار از کسی نشنیده ام حضرت صلعم فرمود:
تو کیستی؟ و از کدام دیار هستی و به چه دینی؟ عداس گفت: غلام
نصرانی از اهل نینوی ام پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرمود:
از ده آن مرد صالح یونس بن متی؟ عداس عرض نمود آن را
چه میدانی؟ فرمود نام من محمد است. عداس گفت: وصف تو
شنیده ام! اکنون طریق خویش را بمن تعلیم کن، که انتظار
بعثت تو می کشیدم خواجه عالم صلعم بدان غلام اسلام را
تلقین کرد وی به جان و دل قبول نمود آن گاه سر و دست
و پای آن حضرت صلعم را ببوسید؛ برادران چون دیدند عتبه
شیبه را گفت: غلام ترا از راه برد و چون بازگشت هر دو
برادر ازو پرسیدند چه میگفت؟ و چه صورت روی داد؟ که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
