Machine transcription
۲۲۶
چند شیشه عطر بطور تحفه فرستاد از انطرف در عوض شیشه ها را از جواهر پر کرده فرستادند، حضرت عمر رض از اینحال واقف شد و فرمود اگرچه عطر از خود شما بود ولی قاصدی که آنرا برده سرکاری و مصارفش از بیت المال بوده، غرض جواهرات را گرفته داخل بیت المال نمود و آن مطهره را چیزی عوض داد،
یکبار بیمار بود و مردم برای علاج شان شهد تجویز کردند و در بیت المال شهد موجود بود، مگر بدون اجازه گرفته نمیتوانست، بنا بران بمسجد نبوی رفته بمردم گفت اگر اجازه شما باشد برای علاج چیزی عسل بردارم، درین امر علاوه بر اجازه خواستن این نکته را اظهار نمود که خلیفه وقت را بجز انعام اینقدر اختیار هم نیست،
پیشتر از خلافت گذرانش ذریعه تجارت بود، و چون بمهمات خلافت گرفتار شده از شغل تجارت باز ماند، صحابه را جمع کرده احتیاج اصلی خود را بیان نموده گفت که از بیت المال برای مصارف خود چقدر بردارم اکثریه رأی های مختلف دادند، حضرت علی خاموش بود، حضرت عمر رض بطرف او دید و او فرمود بقدر خوراک و پوشاک معمولی، چنانچه برای خودش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
