Machine transcription
۵
هرگز کس چون او نبود و نباشد افلاطون چون این سخن
بشنید سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد
آن مرد گفت ای حکیم از من چه رنج آمد ترا که چنین
دلتنگ شدی گفت ای خواجه مرا از تو رنجی نرسیده
ولیکن مصیبتی ازین بتر چه بود که جاهلی مرا بستاید
و کار من او را پسندیده آید ندانم کدام کار جاهلانه کردم
که بطبع او نزدیک بوده او را خوش آمده و مرا بدان
بستوده تا توبه کنم از ان کار که ستودۀ جاهلان جاهلان باشند.
پادشاه فارس
یکی از ملوک فارس نگینی گرانمایه در انگشتری داشت
باری بحکم ضرورت با تنی چند از خاصان بمصلای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
