Machine transcription
۷۱
حکایت
گورخان خطائی در سمرقند با سلطان عالم سنجر ابن
ملکشاه مصاف داد و لشکر اسلام را چنان چشم زخمی
افتاد که نتوان گفت و ماوراءالنهر او را مسلم شد بعد از
کشتن امام حسام الدین گورخان بخارا را به اتمتگین سپرد
و در وقت باز آمدن او را با مام احمد سپرد که امام
بخار اد پیشرو اهل زمان بود تا هر چه کند با شارت او کند
دبی امر او هیچ کاری نکند و هیچ حرکت ننماید گورخان
بازگشت دبرسخان رفت و عدل او را اندازه نبود و
نفاذا مراو را حدی نه والحق حقیقت پادشاهی
از این در بیش نیست انتکین چون سید از انتها دید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
