Machine transcription
۴۰
حکایت
دو امیر زاده بودند در مصر یکی علم آموخت و دیگری
مال اندوخت آن علامه عصر شد و این عزیز مصر گشت
بارها آن توانگر بچشم حقارت در فقیه نظر کردی
وگفتی من بسلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکنت
بماندی گفت ای برادر شکر نعمت باری تعالی همچنان
بر من است که میراث پیغمبران یافتم یعنی علم و تو میراث
فرعون یافتی یعنی ملک مصر مثنوی
من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند
چگونه شکر این نعمت گذارم که زور مردم آزاری ندارم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
