Machine transcription
۱۳۰
ازوی زیاد است بدان فن غریب که ازوی پنهان
داشته بود باوی در آویخت پسر دفع آن ندانست
و بهم بر آمد استاد او را از زمین ربود و بر بالای سر برد
و بر زمین زد غریو از خلق بر آمد ملک فرمود تا استاد را
خلعت دادند و نعمت بخشیدند و پسر را زجر و ملامت
کردند که با پرورنده خویش بیوفائی کردی و دعوی
مقاومت بسر بردی پسر گفت ای ملک استاد را
بزور آوری بر من دست نبود بلکه مرا دقیقه از علم کشتی
مانده بود که از من دریغ میداشت و امروز بدان دقیقه
دست بر من یافت استاد گفت از بهر چنین میدانم
که گفته اند دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی خواهد توان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
