Machine transcription
۹
پسر اعتنائی نکرد درخت سیبی خود را بروی نمود و گفت
من سیبهای خود را از برای تو حاضر نموده ام
چرا در گوشه نشسته و دل بکار بسته بیت .
شد موسم سبزه و تماشا برخیز و بیا بسوی صحرا
پسر ساعی دست از کار نکشید و سخن هیچ یک
نشنید چیزی نگذشت که کارش تمام شد پس برخاست
و باکمال خرمی و خوشحالی بباغ شتافت حالا تصور
کنید که تفرج بعد از انجام تکلیف چقدر لذت
و خوشحالی باو میبخشد
امیر جاهل و حکیم عاقل
امیری زشتخو را با حکیمی نیک سیرت خصومت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
