Machine transcription
۱۰۶
حکایت
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش
چو حبل اندران بست دستار خویش
بخدمت میان بست و بازو کشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان او عفو کرد
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
که حق باسگی نیکوئی گم نکرد
کجا گم کند خیر با نیک مرد
کرم کن چنان کت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نبست
بقطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار در خورد زور
گرانست پای ملخ پیش مور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
