Machine transcription
زاهد ساده و شیادان
آورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی
خرید در راه قومی بدیدند طمع کردند و بایکدیگر قرار دادند که
او را بفریبند و گوسفند را ببرند پس یک تن از پیش
درآمد و گفت ای شیخ این سگ از کجا می آری
دیگری گذشت و گفت شیخ مگر عزم شکار دارد یکی
بدو پیوست و گفت این مرد در کسوت اهل صلاح است
اما زاهد نمینماید که زاهد را با سگ صحبت نباشد
ازین نسق هر چیزی گفتند تا شکی در دل او افتاد
و گفت شاید که فروشندۀ این جادو بوده است
و چشم بندی کرده در حال گوسفند را بگذاشت و رفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
