BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 78

Page 78

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 78 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۶۹ ) فتح مصر و اسکندریه زایل می کنند اکنون که عده شان نسبتآ قلیل و راه شان را نیل مسدود ساخته نهایت استقامت داشته مهیا قتال اند اگر امروز صلح را هم آسان غنیمت ندانیم فردا که قدرت یابند حال چه خواهد بود بنا بر آن مقوقس رسولان را واپس فرستاد که با امیر مسلمین بگوئید چند نفر نماینده بفرستد که بتعین و تصفیه معامله انموده صلح را بر قرار سازند عمرو ده نفر را که یکی از آنها عباده بن صامت بود که درازی قد وی ده شبر و یکی از دلاوران مشهور فصیح کلام بود و عمرو امر نمود که با قوم دی تکلم نماید فرستاد و بدو گفت اگر غیر از یکی از سه شرط چیزی را که گویند قبول ننماد بگو که امیر المسلمین گفته که یکی ازین سه امر را باید قبول نمائید چون عباده نزد مقوقس رفت او از سیاهیش ترسیده گفت دور کنید این سیاه را دیگری بیاید و با من سخن بگوید رسولان گفتند این بهترین ما یا انست از حیث علم و عقل و سردار مایان میباشد و هرچه که او بپسندد اطاعت میکنیم و اگر نه پسندد مخالفت مینمایم امیر ما این را از بین ما انتخاب نموده بنا بران مقوقس بعباده گفت ای اسود پیش بیار و با من به نرمی سخن بگوی زیرا که از سیاهی تو بسیار میترسم عباده گفت ای مقوقس انچه گفتی شنیدم دانسته باش که در بین ما هزار نفر میباشند که از من سیاه تر و هولناک تر میباشند اگر انهارا به بینی چه خواهی کرد اکنون من پیرشدم معذالک هرا این از صد نفر دشمن باکی ندارم اگرچه همه یکبار حمله آوردند و همین قسمند یاران من زیرا که مطلوب ما جهاد در راه خداوند و حصول رضای اوست و غزا نمودن با دشمنان سر مطلب نه نیافیست لیکن انچیزی را که خداوند ما حلال نموده مغنی غنیمت باکی نیست اگر قطار با طلا داشته باشیم و یا انکه مالک کل باشیم مطلب مانی دنیا حیا از طعامی است که دفع گرسنه گی ایمان را کند و لباسی است که ما را بپوشاند اگر قطار های طلا باتر در رضا خداوند اتفاق مینمایم زیرا که نعمت فراخی بیا میری نیست هرچه هست آخرت است چنین فرموده است حقتعالی و پیغمبر ما که بجز دفع گرسنه گی و ستر عورت تحصیل نیا زحمت میکشیم و در راه رضای خداوند با دشمنانش جهاد نمائیم ملک مقوقس از استماع ا لصفات که سرمایه ترقی و تعالی هر ملت است بحیرت افتاده گفت ای حضار جهان بیانات دیگر هم شنید بودید من از سیاهی این مرد ترسیدم در حال انکه معنویات آن زیاده تر صلابت و هیبت دارد خداوند این مرد را برای خرابی مملکت ما فرستاده عنقریب است که پادشاه شان بر تمام روی زمین غالب گردد بعد از ان بعباده متوجه گشته گفت ای مرد انچه که از صفات خود و رعایت بیان نمودی شنیدم دانستم سبب غالبیت شما و دنیا دوستی است باعث مغلوبیت دشمنان شما اما امروز لشکری عظیمی مجهز و سلاح وجهی قصد شما را نموده که ملت شما با کثرت آنها در ترازوی خیال سنجیده نمیشود مدت یکماه است که شما در وطن ما

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 78. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/78 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/78
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record