Machine transcription
فتوحات اسلامی
( ۶۷ )
فتح مصر و اسکندریه
بقصری که مسمی بباب الیون مینا بود مدتی محاصره نمودند جیع و شام مقاتله شدیدی میکردند
فتح اینجا هم بطول انجامیده بمدینه شریفه مکتوب فرستاده طلب امداد نمود حضرت عمرح
چهار هزار دیگر که بر هر هزاری یکی از شجاعان و اکابر مسلمانان امیر بود ارسال نمود به عمرورض
مکتوبی نوشتند که چهار هزار مرد که بعضی از ایشان مقابل با هزار مرد ست برد تو فرستادم
که انرا کلید بن عوام و مقداد بن اسود و عباده بن صامت و مسلم بن مخلد رضی الله عنهم
میباشند و بدانکه همرای تو دوازده هزار نفر میباشد و اینمقدار لشکر از جبه قله مغلوب نمیگردند
محاصره اهل روم بدین جبه طولانی گردید که اطراف حصار خود را خندق کنده و در ان رواندا
نصب نموده به سیمها آهنین محکم ساخته بودند چونکه این چهار هزار مرد شجاع و مدد دهنده
رسید بجانب قصر آمد منجنیقی نهادند در ان قصر مردی از اهل روم موسوم به اعرج حاکمی
شهر و زیر دست ما تحت ملک مقوقس بود عمرو مانند رسولی نزد صاحب انحصار
رفته مکالمه نموده و مناظر اشجار ا معلومات گرفته گفت میروم که با اصحاب خود مشورت
نمایم صاحب قلعه دروازه بان خود را گفته بود در حینیکه امیر عرب میخواست از در حصار
بیرون رود سنگ بزرگی بر سر او بینداز تا که کشته شود لیکن عمرو در حین خارج شدن
با خود گفت سلامت داخل شدیم مبادا بر آقل من کری اندیشیده باشند لهذا به نزد
مالک قلعه گشته گفت میخواهم چند نفر از اصحاب خود را بیاورم تا سخنت اشوند
آن گبر با خود فکر نمود که اگر کشتن یکنفر قتل عامی بهتر ست دروازه بان را از انداختن
سنگ مقتول ساختن امیر لشکر عرب منع نمود عمرو به آنقسم خود را سلامت از قلعه کشید چون
مدت محاصره احصار امتداد یافت وزی زبیر گفت بهر صورت من امروز نفس خود را
بخداوند بخشیدم و فتح این حصار میکوشم و شاید خداوند نفس مرا بپذیرد و یوم طمه من بنیا
قلعه را بکشاید پس از مسلمانان نردبانی را بده بر یک پهلوی حصار که آنرا سوق الحمام میگویند
نهاد و با صحابی گفت زمانیکه آواز تکبیر مرا شنیدید شما هم بصدام بلند تکبیر کوئید بعد از ان
زبیر بر فراز قلعه برآمده شمشیر خود را بدست گرفت و با واز بلند تکبیر گفت اصحا با وفای
او همه از خارج تکبیر گویان بر نردبان برآمدند عمرو ایشان را منع مینمود که مبادا نردبان
از کثرت نفری بشکند چند نفر با زبیر داخل حصار گشتند و باقی مسلمانان بر اثر تکبیر زبیر
متوجه حصار شدند اهل حصار چون داخل شدن مسلمانان را فهمیدند رو بگریز نهادند
و زبیر بهمرای صحابی بطرف دروازه حصار دویدند دروازه را کشاده عموم لشکر
مسلمانان داخل حصار شدند مقوقس از مشاهده اینحال از مسلمانان خوف نموده بطالب
صاحت بدینصورت که هر قبطی دو طلا بدیشان بدهند عمرو قبول فرموده مدت محاصره
باب الیونه مینا
گفته شده است که مراد فسطاط ا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
