Machine transcription
فتوح مصر و اسکندریه (۶۴) فتوحات اسلام
میگوید که ابن عبد الحکم از خالد ابن یزید چنین روایت نموده که عمرو ابن العاص بمرای
چند نفر از رفقا به عزم تجارت به بیت المقدس رفت روزی بر فراز کوهی شتران خود را
و رفقایشانرا میچرانید به طریق نوبت که ناگاه شماس رئیس ترسایان که باهل اسکندریه
و برای نذر در بیت المقدس آمده بود و بعضی کوها سیاحت میکرد بحالت عطش که رمقی
از حیاتش باقی نمانده بود به عمرو مقابل شده گفت به جرعه آبی حیاتم را خریداری نما
عمرو مشک خود را کشوده شماس را سیر آب نموده شماس پس از آشامیدن آب بخواب
خوابید در پهلویش سوراخی بود عمرو ناگاه دید که ماری کلانی از ان سوراخ برآمد
عمرو تیری بجانبش انداخته او را مقتول ساخت شماس وقتیکه سر از خواب برداشته
به اطراف خود نظر انداخت چشمش بمبار افتاد گفت این چیست عمرو گفت
وقتیکه تو خواب بودی این مار از ان حفره خارج شد و من او را به تیر زده کشتم
شماس سر و روی عمرو را بوسه زده گفت تو امروز دو مرتبه باعث نجاتم از مرگ گردیدی
اول آب مهربانیت را بر آتش عطشم ریختی و ثانی از گزیدن مار نجاتم بخشیدی ایا درین
ملک بر انچه آمده؟ عمرو گفت برای تجارت که افاده نمایم شماس سوال نمود که ایا چه
مبلغی امیدوار نفع میباشی عمرو جواب داد که قیمت شتری زیرا که دو شتر دارم میخواهم
که یکی دیگری هم داشته باشم. شماس گفت آیا میدانی که دیت بکر در چقدر است در نزد
شما عمرو گفت دیت بکر د ما صد شتر است شماس گفت تا مالک شتر نیستی بلکه دارای
دنانیر میباشم عمرو گفت که دیت یکهزار دینار یعنی طلا میباشد شماس گفت من
مرد غریب و مسافر میباشم آمده ام که در کنیسه بیت المقدس نماز کنم و من اراده خود را
بجا آوردم اگر تو با من بشهرم بروی دیت دو مرور ا برایت می پردازم عمرو فرمود که آیا
شهر تو کجاست شماس گفت شهری که در ان سکنی دارم اسکندریه میگویند عمرو گفت
هرگز من آن شهر را ندیده ام و در ان نگردیده ام شماس از برای وی گفت اگر اسکندریه
مشاهده نمائی آنوقت میدانی که نظیرش در عالم نیست عمرو فرمود که آیا بوعد خود وفا
میکنی شماس گفت همرام تو بالله تعا عهد و میثاق مینمایم و بر ذمه خود ادای آن را
لازم دارم و ترا پس برفقایت ملحق میسازیم عمرو گفت مدت مسافرت چقدر طول
خواهد داشت شماس گفت یکماه ده روز رفتن و ده روز ماندن و ده روز برگشتن
و محافظت تو در عهده من میباشد که در حین رفتن مواظب باشم و وقت برگشتن شخصی را
باتو همرام نمایم عمرو فرمود که مهلت ده مرا که با اصحاب خود مشوره نمایم شماس اور امهلت
داد عمرو نزد رفقای خود آمده تمام کیفیت را بیان نموده گفت که یکنفر از شمایان با من برود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
