BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 532

Page 532

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 532 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۵۲۳) ذکر رفتن سلطان صلاح الدین بشهر قدس فرمود که دیوارها را آباد نمایند و جاهائی که بر هم است نوتیار کنند مواضعی که از انجا بشهر یورش آورده می شد استحکام تمام داد و همه جای شهر را محکم نمود و حکم داد که پرون فصیل شهر خندق بکنند هر برج را با میری تسلیم نمود که کار آن برج را بوجه خوب بنماید حجر سنگ بکارکشان کبودی کرد خود سلطان صلاح الدین با بو نابی خود را گرفته برده از جاهای دور سنگ بار کرده می آورد امیران ولشکریان سلطانرا دیده بغیزت آمدند میکرو ز بهمین قدر سنگ آوردند که بخند روز خلاصی میگردید بعد فرنگیان در بیستم ماه ذی الحجه از رمله واپس گردیده رفتند سبب واپس گشتن شان این بود که نزدیک بدریا بودند و هر چه که می خواستند از کشتیهای بحری خود میگرفتند چونکه از دریا دور شدند بجهة غله برس بدانها غله می آورد مسلمانان راه شانرا گرفته قطع میکردند و غله های شانرا میگرفتند بعد پادشاه انگلتر ا بفرنگیان شام که همراه وی بودند گفت که شهر قدس را ندیده ام نقشه آنرا بکشید که از روی نقشه بدان علم ببادرم نقشه را کشیده حاضر کردند در نقشه دید که در یائی بدان شهر احاطه دارد مگر اندک راهی از طرف شمال از دریا پرسید و از عمق دریا گفتند بسیار عمیق است پادشاه بعد از تامل گفت تا وقتی که سلطان صلاح الدین زنده باشد محاصره کردن شهر ممکن نیست و مسلمانان هم بخوب وجه اجتماع دارند مایان اگر در طرف نزدیک شهر پایین لینیم دیگر جانبهای شهر فارغ میماند از ان طرفها و ذخیره و هر چه احتیاج داشته باشند بدانها میرسد و اگر مایان متفرق شویم بعضی از طرف دریا و بعضی بایان از طرف دیگر سلطان لشکریان را جمع نموده بسر یکطایفه بریزد طایفه دیگر را ممکن نمیباشد که بمدد آنها برسند چرا که اینها هرگاه از جای خود با دور شوند مسلمانان شهر بآردو ریخته تما ما را غنیمت میگیرند و اگر بهمین قدر محافظین بمانند و باقی بروند تا زمانی که از دریا خلاص شوند و بدانها برسند سلطان صلاح الدین آنها را تمام ساخته از کار آنها فارغ میگردد علاوه برین که بسیار دشوار است رسانیدن مایحتاج خودها را از علوفه چهار پایان و طعام خردنی وغیره چون پادشاه انگلتر این سخنا را گفت همگی تصدیق کردند و دیدند که غله هم بسیار کم دارند و از دست مسلمانان نمیتوانند بخود غله برسانند مشورت دادند که واپس برمله برویم خاب و خاسر واپس رفتند بحد سنه ۵۸۸ پنصد د هشتاد و هشت داخل گردید فرنگیان شهر عسقلان را چنانچه پیشتر بدست مسلمانان آباد بود همچنان تعمیر کردند و در انان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 532. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/532 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/532
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record