BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 529

Page 529

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 529 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (٥٢٠) ذکر کوچ کردن فرنگیان بطرف عسقلان کرده آنها را متفرق ساختند که یکی بیکی نرسید شکست خورندگان بطرف کرند سلطان صلاح الدین رسیده پناه گزین گردیدند اگر فرنگیان میدانستند که مسلمانان شکست خورده گی رمند از پی ایشان می آمدند شکست خوردن مسلمانان شهرت یافت و مسلمانان هلاک میگردیدند لکن نزدیک مسلمانان قلعه درخت زار بود مسلمانان در آن قطعه داخل گردیدند فرنگیان بگمان کید و مکر افتاده اثر مسلمانان را پس گشتند و تنگی از سر مسلمانان زایل گردید بعد فرنگیان بطرف ذیامار رفته از لشکریان مسلمان کسی در آنجا نبوده آنرا مالک گردیدند سلطان صلاح الدین بطرف رمله رفت و جمله امیران را جمع نموده اندیشان در کار خود مصلحت خواست امیران مشورت دادند که عسقلان خراب گردد و گفتند دیروز دیدی بر سر مایان چه روز آمد و چون فرنگیان بعسقلان بیایند و بروی ستان بایستیم و آنها را نگردانیم بی شبهه همراه ما مقاتله مینمایند و ما یا نرا از آنجا زائل میگردانند و عسقلان را بتصرف می آورند همان حالت عکا بر سر ما واقع گردیده ناکام شده و پس میگردیم کار بر ما سخت میگردد چونکه دشمنان بسبب گرفتن شهر عکا و بدست آوردن اسلحه و اسباب ذخیره عکا را قوت ربا گرفته اند و ما بان سبب بیرون شدن آن اشیاء از دست ضعیف گردیدیم و اینقدر مدت زیاد شد که از دیگر ممالک بخواهیم سلطان صلاح الدین جواب نمودن (عسقلان) را صلاح ندانسته اجاره خراب کردن نداد و امر فرمود که بعسقلان اندرون گردید او را نگاهداشت نمائید هیچ یک قبول نکردند و گفتند اگر نگاهداشت آنرا بخواهی خود همراه مایان اندرون شو یا بعضی اولاد بزرگ شما همراه ما اندرون گردند و الا کسی از مایان اندرون نمیگردد تا بر سر ما مثل مصیبت مسلمانان اهل عکا وار دیگر دو سلطان چون حالت چنان دید به عسقلان رفته حکم بخراب کردن آن فرمود نرد هم ماه شعبان همین سنه ٥٨٧ عسقلان را خراب نمودند و سنگهای آنرا در دریا افگندند و آنچه مال و متاع و ذخره سرکاری و رعیتی غیر ممکن الحصر که در آن بود همگی بلاک گردید و آنها را تراباً بکل چو گردانید تا اینکه طمع فرنگیان از آنجا تماما قطع گردید و حصار و اراد آنجا بدیشان باقی نماند چون فرنگیان خراب کردن آن متعهد که بجای خود ایستادند و بطرف آن نرفتند و هر کس پادشاه شهر صور در موضع عکا احساس نمود که پادشاه انگتررا بقدر و فریب خوابید شهر صور را متملک گردد از موضع عکا آهسته بشهر صور آمد و شهر را قلعه بند کرده استحکام تمام نمود و پادشاه انگترا در تهمت و فکر خوب میان فرنگیان مشهور زمان بود با منهزمت و با ساحل بحر شام انا مجازاً بلمین امین قیصاریه و عکا علیم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 529. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/529 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/529
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record