BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 517

Page 517

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 517 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۵۰۸ ) ذکر سوختاندن برجها بوزانم و امیر قراقوش را چندان خشم و ترس فرا گرفته بود که نزدیک بود که خود را بکشند از عرض آن شخص خشم امیر زیاده تر گردید و بروی غضب کرد و گفت اهالی این حرفه در نقط انداختن بسیار سعی کردند هیچ فائده نکرد تو از کجا پیدا شدی چنین میگوئی حاضرین در بار گفتند امیدست که حقتعالی بدست این شخص کشایشی مقرر کرده باشد چه ضرر دارد که بگفته آن موافقت نمائیم امیر اجابت نمود . محبقتی حکم فرمود که کارهای این شخص را برآر کنید - فوراً منجنیق را بساختند و چند دیگ پر روغن نقط نموده همراه ادویه جات- اتش بر برج انداختند فرنگیها دیدند که دیگرها چیزی نسوختاند در بام برج بالا شده رقصها و بازیها و صداها خوشوقتی کردند آن شخص است دیگ تاریکه افگند است ببرج رسیده خوب گیر شده است سید که اگرتش شعله ور گردیده بچوبها برج میرسد که دیگ دوم وسوم را پی در پی افگندند تا تمام اطرف برج را آتش فراگرفت و اشخاص که در نیم طبقه برج بودند بگر یختن و خلاصی خود شتابیدند لکن فائده نکرده تمامی شان سوختند و در برج باسه های اهنی جنگی واسلحه و یراق بسیار بود و در ابتدا فرنگیان بدند که دیگها هیچ اثری عمل نکرد بطمع آرامی افتادند در خلاصی خود با سعی نمودند تا اینکه اشکال پیش بانار حترت شبانه آنان بارها ببار در نا سوختانید چون اشتراق برج اول شعله ور گردیده هوا را فرا گرفت اتش تفال کرده بنچمان ثانیاً سوخت حاصل کلام انکه چنان روزی مشاهده گردید که مردمان نظیر آن ندید بودند و مسلمانان که همراه سلطان صلاح الدین در بیرون شهر بودند انجالت ابی بدند و خوشحالی میکردند و بعد از مشقت بسیار روحهاشان تازه گردید نصرت خداوند و خلاصی مسلمانان از کشتن خوشوقتی بسیار نمودند چرا که لشکریان همراه شهری هر کدام شان نسبتی و دوستی داشتند و آن شخص را به نزد سلطان صلاح الدین آوردند سلطان بدان شخص اموال بسیار انعام نمود وظیفه دلخواه بزرگ بروی مقرر داشت لکن بجبجه دینار قبول ننمود و گفت این عملرا محض برای خدا نموده ام و مزد عمل خود را غیر از خداوند از کسی دیگر میخواهم بعد سلطان نامه ها خوش خبری را بتمام شهرهای خود روانه فرمود ولشکرها به سمت مشرقی را طلب نمود اول کسی که خود را رسانید پادشاه سنجار بود با عساکر خود و ملک نامی حزیره بعد پادشاه موصل بالشکریان خود رسید بعد از ان پادشاه اربل بالشگریان خود با رسیدند و هر کدام که می آمدند و یگران بهمراه شان متفق شده بمقصد پیش گردید بهمراه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 517. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/517 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/517
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record