BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 51

Page 51

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 51 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

غزوه یرموک بیان واقعه یرموک (۴۲) دمشق از طرف خود امیری مقرر نمود — عده شهدا درین محاربه بسه هزار رسید که از انجمله عکرمه بن ابی جهل و عسکر بن ابان و عمویش حارث بن هشام عمرو بن سعید ابان بن سعید طفیل بن عمرو حبیب بن عمرو هشام بن عاص — برادر عمرو بن عاص و عیاش بن ابی ربیعه سعید بن حارث بن قیس ابناعدی سهمی و نعیم بن نحام و نضیر بن حارث عبدی و برادر نضر بن حارث که در غزوه بدر بحالت کفر مقتول گردید — و ابوالروم بن عمیر و برادر مصعب بن عمیر رضوان الله و تعالی علیهم اجمعین و بعضی گفته‌اند که اینها در غزوه اجنادین شهید گردیدند — ابن عساکر از زهری روایت کرده که عکرمه بن ابی جهل در روز غزوه یرموک مجروح ترین مردان بود آن شجاع غیور بان حالت خود مردانه و از به مقابله سنان با با کفار مقابله مینمود تا که از طرف نیزه ها روی سینه اش مجروح و شگافته گردید بعضی گفتند یا امیر از خدا بترس و بنفس خود رحم نما عکرمه جواب داد که من و پدرم بعداوت رسول الله صلی الله علیه وسلم از بدترین مردمان بودیم و بآلات و عزی جانها فدا ساختیم حال چگونه خود را از وصول بالله تعالی و پیغمبرش منع نمایم نه والله هرگز این امر نمیکنم باین را گفته چند قدمی بطرف مقابله نرفته بود که افتاده جان بجان آفرین سپارید و حسن کنا ضمیر و از نمود که جراحاتش حساب نمودند هفتاد و چند زخم شمشیر و نیزه و تیر بود ابن مبارک از یعقوبی روایت کرده که عکرمه از مرکب خود پیاده گشته مقابله مینمود حضرت خالد رض گفت یا عکرمه چنین مکن که قتل تو بر مسلمانان مصیبتی عظیمی است عکرمه گفت مرا واگذار یا خالد زیرا که تو را با رسول الله صلی الله علیه وسلم سابقیتی بوده اما من و پدرم از شدید ترین دشمنان آنحضرت بودیم اینرا گفته و بطرف محاربه روان گشت و مقابله نمود تا اینکه به پیشت شمشیر شربت وصول یافت و او قرآن شریف را چنان تعظیم مینمود که امام محمد غزالی در آداب تلاوت قرآن به احیاء العلوم بیان نموده که هر وقت عکرمه قرآن شریفی را میکشود میگفت این کلام پروردگار منست این کلام پروردگار منست گفته غشی مینمود ابو نعیم در این منده و ابن عبدالبر از حبیب بن ابی ثابت گفته‌اند که حارث بن هشام و برادرزاده‌اش شخصی برآر حارث بن هشام آب آورد عکرمه بن ابی جهل و عیاش بن ربیعه و برادر مادری هشام مجروح گردیده از نهایت جراحت ضعف نموده از محاربه ماندند و تشنگی بر آنها غالب شد شخصی از برای حارث بن هشام آبی آورد تا که بیاشامد حکیم را بطرف آن آب نظر نمود. حارث آن آب را ننوشیده گفت بعکرمه دهید وقتیکه عکرمه میخواست بیاشامد — عیاش بجانب آن آب نظر کرد عکرمه گفت این آب را به عیاش دهید هنوز آن آب را پیش نرسیده بود که روحش بجنت طیران نمود و هیچ کدام از آن بزرگواران آن آب را ننوشیدند و ارواح مبارکشان از انهار بهشت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 51. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/51 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/51
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record