Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۹۳)
فتح كوكب
شان جذییت دارد ترسیدند انیکه سلطان اقامت خواهد کرد تا چیز
اندكی از خوراکه كه مانده بود تمام شود و آنها را بعینه گرفته هلاك
نماید یا خودشان پیش از تمام شدن قوت شان ضعیف شده
ایشان را بگیرند پس قاصد فرستاد طلب امان نمودند پس ایشان
را امان داده قلعه را گرفتند پس فرنگیان برآمده بسوی قلعه صور رفتند و
کفایت کرد خداوند تعالی مومنین را از شرشان زیرا که ایشان در
وسط بلاد اسلامیه بودند.
ذکر فتح کوکب
هرگاه سلطان صلاح الدین صفد را محاصره نمود کسانیکه از فرنگیان در صور
بودند اجتماع نمودند و گفتند که اگر مسلمانان قلعه صفد را فتح نمودند كوكب
باقی نمی ماند اگر چه صفد هم بتعلق کوکب است درین هنگام طمع ما از بلاد این
طرف قطع می شود پس رای شان متفق شد بر اینکه کمک خفیه از مردان
مسلح درین دوجا - جاری دارند پس بیرون کردند از دلاوران و بهادران
دو صد مرد که شب خفیہ سیر در روز كمین میكردند از قدرت الهی همان
اتفاق افتاد که شخصی از محاصره داران کوکب بعزم شکار بیرون شد
مردی را از کمکيان دید عجب آمد او را از وی پرسید حقیقت را
پنهان کرد بزدن شروع کرد تا اینکه حقیقت را بیان نماید پس در حال
اقرار شد و آن را بر اصحاب خود دلالت نمود آن مرد لشکری اسلام به
سوی رئیس لشکر بازگشت و فرنگی هم با او بود دانا گردانید ایشان را به
این واقعه فی الحال جماعتی از لشکریان سوار شده به کمین گاهشان
رفته ایشان را اسیر گرفتند تعقیب شان نموده از شکله و غار ها
کشیدند خلاصه اینکه یکی از ایشان رهائی نیافت همراه شان دو سر
کرده سوار بودند آنها را بسوی صلاح الدین که در صفد بود بردند
پس ایشان را حاضر کردند سلطان امر بکشتن شان داد یکی
ازان دو نفر گفت که در حالیکه ما بروی مبارک و روشن تو دیدیم
گمان نمی کردیم که بدی بما خواهد رسید طلب اعتذار و استغفار
می نمودند چون سلطان سخنان شان را شنید از
از کشتن دست کشیده امر به حبس نمود چون از فتح صفد فارغ شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
