BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 475

Page 475

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 475 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۶۶) اما سلطان صلاح الدین که خبر فرود آمدن فرنگیان اسکندریه را شنید از مصر با لشکر خود حرکت کرده طایفه را از لشکر جانب دمیاط برای احتیاط فرستاد غلام خود را به جانب اهل سکندریه روان کرد که آن ها را بقدوم سلطان و لشکر بشارت دهد غلام سلطان بوقت عصر که مردم از مقاتله بازگشته بودند رسید در شهر ندا کرد که اینک سلطان و عسکریان نوری بشما میرسند بعد ازان سلطان صلاح الدین از عقب غلام رسید اهل سکندریه بقدوم وی خوشوقت گردیده بسوی قتال عودت کرده انچه از رنج قتال دالم زخمها بان ها رسیده بود همه را باطل کردید و هر یک از ایشان چنان گمان مینمود که صلاح الدین همراه اوست و چنان قتال میکرد که گویا شخص است که صلاح الدین مقابله آن اهتمام میکند چون فرنگیان آمدن سلطان صلاح الدین همراه لشکر باشنیدند دست هاشان از قوت افتاد رعب سستی شان زیاد گردید مسلمانان در وقت تاریکی شب بان ها حمله گردیده به خیمه شان در سیدند انچه اسلحه کثیره و مجلات عظیمه که در آن خیمه ها بود غنیمت گرفتند قتل را بر فرنگیان بسیار کردند بسیاری شان طرف دریا گریخته شوافی خود بساحل نزدیک کردند که در ان ها سوار شوند بعضی شان بسلامت سوار گردیدند بعضی از پریشانی بدریا غرق شدند بعضی مسلمانان بدریا غوطه زده بعضی کشتیهای فرنگ را پاره نموده غرق شد باقی ها ازین گرترسیده بشت گردیده با شوافی خود با گریختند سیصد نفر از سوار کارانی فرنگ خود را بر پیش حمایه کرده بودند مسلمانان تا صبح همراه شان مقاتله کردند جنگ تا نیمه روز دوام دار اخر اهل شهرته ایشان غالب گردیده مقهور نمودند میان کشته و اسیر ها گردیدند حق تعالی شرایشان را از مسلمانان کفایت کرد در سنه بتصرف صلاح الدین درآمده گردیده فرنگیان بادی مکاتبه نمودند از وی طلب صلح و معاهده کردند در شروطهای معلومه بمرای شان صلح کرد در سنه جهة بعضی امور که جاری شد صلح شکسته شد سلطان صلاح الدین بالشکری خود از مصر قتال فرنگیان را عزم نموده برآمد این کار در اول سنه مذکوره بود خود سلطان و لشکریان در بیست چهارم ماه در عسقلان رسید قتل و غارت و اسیری سوختن را بر ایشان اجرا نمود در فضاء آن غارت کنندگان را متفرق ساخت چون دیدند که فرنگیان لشکری ظاهر ندارند و نه کسیکه شهرها را حمایت کند جمع گردیده در بلادشان طمع نموده با طمینان درارتهی شان سیاحت میکردند صلاح الدین بر مله رسد عازم بود که بعضی قلعه شانرا محاصره نماید به نهری رسیدند مردمان در عبور روز چهارم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 475. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/475 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/475
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record