Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۹۳)
ذکر مالک شدن طباغیه طلیطله را
و دیگر مسلمانان آن ولا را اولاً امان دادند چون طاغیه آن ولا را مالک شد رویه عدل را بهم
جاری کرد و بقیه اهل آنجا صورت عدل حوالیها بنها مشاهده نموده مردمان فرومایه بنصرانیت
مایل و خورسند شدند و برای پادشاه ایشان گفتند که چنانچه ملوک سابقه این ولا را تاج
خسروی بسر بود ترا نیز باید تاج ملوکانه بسر باشد در جواب گفت تاج بسر نمودن پیش تو
گرفتن قرطبه ایشان است و بجهته این مدعا ناقوسی مقرر نمود و تدارک استعداد ملک
قرطبه را کرد و از جمله خبر بائیکه دلالت بر بزرگی طلیطله و استحکام حصار آن می نماید این
که چون مسلمانها طلب وایس گرفتن ولایات متصرفه اعدا را نمودار گرفتن طلیطله چنان عاجز
شدند که در تصرف دشمن تا آخر مدت باقی ماند چون مسلمانها در اول کار اندلس را فتح
نمودند حضرت خیر الناصرین جل سلطانه در دلهای نصاری ترس و بیم انداخت تا خوبریان
نصاری از آن دیار فرار نموده و بقسمی که احدی از نصاری در اول واقعه که در ما بین انها و
مسلمانها واقع شد در اندلا باقی نمانده طلیطله را تخلیه نمودند که مسلمانها طلیطله را از مردمان
نصاری با تخلیه فارغ یافتند و نیز مائده وخان حضرت سلیمان علی نبینا وعلیه الصلوه
والسلام را یافتند و بعضی گفته که آن مائده حضرت سلیمان علیه الصلواه والسلام نبوده
بلکه از ملوک خودشان بوده که نهایت شادمانی مینمودند در ساخت آن که بآب طلا
رنگ شده و بجواهر شاهوار و مروارید آبداره یاقوت و زمرد بخشار مخلل و مرصع بوده که مثل
آن دیده نشده بود که سه صد و شصت وپنج پایه های آن از جنس خود مائده بوده و طارق بن زیاد
فاتح اندلس مائده موصوفه را گرفته و بطریق هدیه و تحفه در نزد ولید بن عبدالملک برد
ذکر استیلا بعد از غالب ستی و بن دشمن بر طلیطله در مابین ایشان و معتمد بن عباد صاحب قرطبه دارام
در سابق گزارش یافته که ابن عباد بزرگ ترین ملوک الطوایف بوده بدلیل اینکه با بسیاری
ملوک الطوایف مقاتله نموده واکثر ممالک ایشانرا در حیطه تصرف خود در آور د مثل قرطبه و
واشبیلیه و بطلیوس و شریش و قرمونه ورنده و غیر هم و باقی ملوک الطوایف از نزد آن ترسان
و لرزان بوده پیوسته التماس رضامندی او را مینمودند و چون ابن عباد قوت و شوکت
ادفونش طاغیه را مشاهده نمود بطریق نفاق برای او هدیه میفرستاد و فروتنی میکرد و بر ذمه
خود مقرره نهاد که همه ساله برای او تادیه نماید و در زمانیکه ادفونش طلیطله را مالک
شد معتمد مقرره معتاده خود را که همه ساله برای ادفونش میداد ادفونش هدیه اورا قبول
نکرده شخصی در نزد ابن عباد فرستاد تا اینکه شوکت و مهیبت آن شهر رسانده و به
آمدن او را بقرطبه بطریق قهر و غلبه نمود که قرطبه را فتح می نمایم مگر اینکه حصار ہے
محکم و استواری که من اراده انرا دارم برای من واگذار شود بعباد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
