Machine transcription
ابراهیم بن عبید میگفت در بین امور با آب جبسگی دید و تعداد مسلمین در پنجا بسیار کمالم
بود
ارتداد اهل عمان و مهره
جیفر و عباد پسران جلندی از طرف رسول الله صلی الله علیه وسلم عامل عمان و مهره بودند
بعد از وفات انحضرت صلی الله علیه وسلم شخصی از قبیله ازد که موسوم به لقیط بن مالک از دای
بود پیدا شده ادعا نبوت نمود و بر مردم عمان دست یافت لیکن جیفر و عباد او را
فرصت نداده تغلب او را دفع نمودند این خبر را جیفر خدمت حضرت ابا بکر صدیق ارسال
نمودند و انحضرت حذیفه بن محصن حمیری را به عمان و عرفجه بارقی را به مهره حرکت
دادند و با ان دو امیر فرمودند تا که همرا جیفر مکاتبه نموده در محاربه ارتداد رای بگیرند
قبلاً مذکور شد که حضرت ابا بکر صدیق عکرمه بن ابی جهل را برای مقاتله مسیلمه به یمامه فرستاده
بودند مگر در انجا منهزم شده مامور به رفتن عمان و مهره نمودند تا که باتفاق حذیفه و عرفجه با اهل
انجا مقاتله نمایند اما قبل از اینکه حذیفه و عرفجه به عمان برسند عکرمه با نها یکجا گشته و حضرت
ابا بکر صدیق برای تمام عساکر مسلمین و جیفر خبر فرستادند که در محاربه و مقاتله از عکرمه ماخز
رای نمایند – لقیط چون بر عزیمت مسلمانان مطلع شد شهر دبا را عسکر گاه خود ساختا
و جیفر و عباد موضع صحار را معسکر نمودند و عکرمه و عرفجه را نیز به صحار طلب
کردند و با رئیس هر جیوش مسلمین مکتوب فرستاده استعانت خواستند وقتیکه عسکر
مسلمین تکمیل شد لقیط نیز با نظام عسکر خود را نمود عیالش در عقب صفوف ایستاده
نمود در ابتدا مسلمین شکست خوردند تا اینکه از طرف بنی ناجیه که حریث بن راشد
از قبیله عبدالقیس سیحان بن صوحان بریاست شان منصوب بودند امداد رسید
و بر کفار حمله نمودند و آنها را چنان منهزم ساختند که تعداد تلفات شان بالغ بر ده هزار
رسید زنان و اولاد شان را اسیر ساختند پس از تقسیم غنایم خمس انرا مع خبر فتح خدمت
حضرت صدیق فرستادند و خمس غنایم هشتصد راس بود حذیفه در عمان اقامت نمود و
عکرمه بطرف مهره رفت پیش از قتل رئیس شان مرتدین انجا را منهزم سا و درین ایلام
داخل نمود و مسلمانان دو هزار اشتر مهره ناب غتار بدست امد عکرمه خبر فتح را باخمس غنایم
خدمت حضرت صدیق فرستاده مسلمانان بطرف یمن متوجه گشتند.
ذکر ارتداد اهل یمن و فتح مسلمانان
اسود عبسی قبل از رحلت حضرت رسول ام صلی الله علیه وسلم در یمن دعوی نبوت کرده یک عده رای
مرتد ساخت و وقتیکه فیروز دیلمی وی را کشت نفری زیادی باز بدین اسلام عودت نمودتا
عمان
شهریست در کنار دریای عمان
که به همان بنام آن یاد
میشود
مهره
موضعیست بین عمان
و حضر موت بفاصله یکماه
راه
دب بضم
شهر و بازاریست
از بازارهای عتیق
عمان
صحار
شهریست کثیر الفواکه
که وسیع المعمور شهروا
له متد آن در آبادی و
بزرگی در آنوحی نیست
معموره باطراف شهر انحصن
پخته و چوب ساج بوقتا
داخل شهر بکمال ابادیست
د او تا بازار یافت اما دراین
روزها لمنده ابنائو شکی
چنانچه نامیده میشود
به خرابه مزرقه و خرابه
عراق در یمن و همچنین
و صحریه بین واقع
عمان مع الیمن ۳۶
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
