Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۶۸)
استیلاء فرنگیا بتجزیه صقلیه
فرصت یافت باعث شد اهل شهر را بخلاف ملک گفت جماعتی از شایان باره با شهر را پاس
بانی کنید و برخی بگرد اهل شویه خوانتا نصاری فرنگی او بکشید آنها را پسر گفتند ان سمانان
سید ما و شیخ ماکه والد تست به نزد غلام است و میترسم که آن را به شهادت رساند گفت
پدرم مرا همچنین امر کرده است و هرگاه عوض یکنفر هزاران کافر کشته شود گوشیا آن زنده
بعد از ان مسلمانان شروع بکشتن نمودند چون آفتاب طلوع کرد همگی فرنگ کشته شده
بود بعد از ان یحیی بن مطروح در طرابلس همچنین کرد بعد ازین هر دو محمد بن رشید
بقابس همچنین مخالفت کرد و لشکر عبدالمومن بسوی تونسہ رفتہ آنرا مالک شدند در جمیع
افریقیه غیر از مهدیه و سوسه از غلبه فرنگ بیرون شد و فرستاد عمر بن ابی الحسین بسوی
زویلہ و آن شهر یست که در مابین آن و مهدیه ،اند میدان اسپ است جهت آنکه
آنها را نیز تیر کند بر خروج و کشتن نصاری فرنا لے در ناحیه شان است پس اهل
زویلہ ہم فرنگ را کشتند و عربان نیز قدوم آوردند زویلہ را و اعانت
کردند مسلمانهارا و قطع کردند غله را از مهدیه - چونکه این خبر بغلام ملک صقلیه
رسید حاضر ساخت ابوالحسین پدر عمر را که صاحب سفاقس بود و آگاه کرد آن را
بکار پسر او عمر امر کرد اور اکہ بہ پسر خود بنویسد که نادم شود از مقاومت خود در طاعت
کند ملک را واگر نہ مر ہلاک میکشد پس گفت ابو الحسن بهیچجواب ندارم که شخصی چنین
کار با کرده باشد ابستہ بمحن خط و نصیحت من از کار خود بر می گردد پسر آن جنا فرستا
کسی را به نزد عمر و آن را تهدید کرد که اگر از بغاوت خود باز نگردی همین است
که پدر ترامیکشم چون رسول ملک سفاتس سید رسول را عمر شب در شهر اجازه
نداد چون صبح شد از سوراخ دید که اہل شهر جنازه را بیرون کرده به قبر دفن کردند و باز
گشتند پس عمر فرستاد کسی بسوی رسول که این جنازه که دیدی پدرم بود که آنرا
دفن کردم و بعد از میں شستیم یعنی بکشتن پدر خود باک ندارم فرض کردم که مرد
بعد از ان رسول باز گشت بسوی غلام و آنرا دانا کرد بضع عمر بن ابی الحسین
پس از ان غلام حکم کرد که ابوالحسین ما بدار میکشند چهار گردند و ابوالحسین
مشغول بذکر خدایتعالی بود ای مسلمان به بین که مسلمانان چه قدر صلابت در دین
داشتند که جهت تقویت ملت خود تقبل میدانند اما اهل زویلہ جماعتشان بعرب و اہل
سفاتس و غیرہ قوی شده محاصره کردند مهدیه را و تنگ کردند معاش را برایشان
چونکہ ملک ایتخالی مطلع شد ید فرستاد بیست کشتی که دران مردان جرار و طعام مسلح
بود در اہل مهدیہ شدند به نزد عربان مال بسیار فرستاده بایشان ادند که یکسوشوند
حاشیہ
تونس شهریست بافریقہ بین اپنی
البحرو قیروان که آنرا فرسنگ
شہر قلعه ایست
بنوایی افریقہ والبحرونه و گوشتها
ساخته اند
زویلہ دلفہ بوجہ سوراخ
بالانیزه تونس است قلعه دارد
که آن زویلہ مهدیه است
بویرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
