Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۱۶)
ذکر شکست خوردن رومیان
و صغره، افامیه، شیرز، و مابین آن از قلعه ها وده ها بود گردیها برومیان دادند و میان از حلب باز گردید مسلمانان
شهرهای خود را تسلیم شدند.
قصه مالک شدن رومیان طلاذکر را
در همین سال ملک روم لشکر برابوی طلا ذکر د فرستاد که از مضافات ارمنیه است آنرا محاصره نمود در جنگ
بر مسلمانان شکست گرفتند تا اینکه به غلبه مالک شدند شوکت رومیان چنان بزرگ گردید که مسلمانان از خرد هم
خود از ایشان میترسیدند چنانچه رومیان هر جایکه میخواستند رفته و هر چه میخواستند میکردند سبب بضعف
ملوک اسلام از مدافعه شان بواسطه بهم افتاده گی آنها بود.
قصه آنچه کردند رومیان باهل جزیره
در ماه محرم رومیان بردها و اطراف آنرا غارت کردند و از انجا بدیار جزیره رفته تا رسیدند بشهر نصیر انرا نیز غارت کردند
و تخریب خانه ها ببار ببردند شرعنین که دند جماعتی از گرسنه گان با این بلا د بسوی بغداد رفته در مسجد جامعها و راه ها پراکنده
شده لغوی و در شان جمع گردیده از انچه رومیان از قتل غارت اسیری و دلی با ده مسلمانان مجرا نمود بودند اظهار
کردند مسلمانان بکریه در انبرد که دانستند نیز نفری را کوه با هل بغداد را از گشادن راه ها و طمع رومیان بخوف انداختند
اهل بغداد با ایشان جمعیت نموده بطرف دارالخلافه مطیع با لله شتافته اراده هجوم نمودند در بامان دانسته بزد وی شرد
ولو الخلافه را بسته ایشانرا منع کرد آنها از بیرون دشنامهای بالنسبة بخلیفه گفتند و شنواندند که ذکر آن قبیح است
ذکر شکست خوردن رومیان از شکر بن دستق
در سنه سه صد و سی و دو واقعه بین هبة الدین ناصرالدوله بن حمدان میان مستق برناحیه میا فارقین واقع گردیده سبب
انچنانکه ذکر کردیم که رومیان شهر بلا د اسلام را تصرف نموده دانستند که مسلمانا را قوت نیست طمع شان بگرتن
قوی گردید لهذا دستق بطرف آمد سیر نمود درآمد بزار مرد نام غلام ابی الهیجا بن حمدان ابی محمد که خفت بینی
تغلب بن ناصر الدوله نوشته از وی مد د خواست ناصرالدوله برادر خود هبته الله و امیونی دو فرستاد هر دو در جنگ دستق
یکجا شدند همراه دستق نفری زیاد بود آن دو نفر برسر دستق در موضع شیکی که اسب نگذشته نمی توانست
در جالیک ، و سیار بنجیر بود در هجوم بردند رومیان شکست خورده مسلمانان عور الهی دستق را اسیر نموده
بموس بردند تا سنه سه صد و شصت و سه مریض گردید ابو تغلب در معالجه او سعی و کوشش نمود فایده نکرد تا اینه
مرد در سنه سه صد و شصت و سه خلیفه مطیع الله را مرض فالج رسید زبان و از حرکت افتاده خود را خلع نموده
طائع الله پسر او بیعت کردند در سنه سه صد و شصت شش حکم بن عبدالرحمن ناصر فوت گردید بعد از ان
پسر وی هشام بامر ولایت قایم گردیده لقب وی مؤید بود چون هجده سال بود کار امارت را وزیر منصور
بن ابی عامر نوعیت میکرد مشغول بغزا گردید بسیاری از شهر ها را از نزد دشمنان بگرفت بیشتر از سلاح بیان
عنیمت و اسیران جلو نمود در ین اوقات منصور بکار خود قایم بوده بیست شش غزا کرد در این مدت
پنجاه و شش غزوه که کلام بذکر آن بطول می انجامد اجرا نمود از خوبی های غزوه های او این بود که داخل
طلاذکر دوام مضافات ارمنیه است
محرم
شهرها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
