Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۶۴)
ذکر غزوه مامون باروم
به مامون استغاثه نمود و بود ند بعضی گویند سبب این بود که پادشاه روم مکتوبی بمامون ستاد بود و
در صدر مکتوب اسم خود را تقدم داده بود چون ملاحظه کرد کنار را نخوانده حرکت کرد چون با وض روم داخل
شد با لطیعو اقامت کرد و اہل موضع صلح پذیر فتد بعد از ان بر هر قله فشت مردم آنجا نیز مصالحه کردند و متصم برادر
خود را با عسکر متوجه گردانید و ی سی قلعه را با لمطمور از بلاد کفار مفتوح گردانید و یحیی بن اکثم را بطوانه فرستاد و او بغارت
و قتل و احراق بسیاری از اہل ان بلا را مسو و جمعی را اسیر گردانیده واپس مراجعت نمود بعد از ان مامون کیسوم رفت
و در وز انجا اقامت نمود واز انجا بدمشق شام و از شام بمصر رفت و در سنه دوسد و هفدهم روم مراجعت نمود و بقلعه
لؤلؤه مدت سه ماه و ده روز اقامت کرد و عجیف نامی را با مارت انحا گذاشت و ارتحال نمود اہل لؤلؤه
با عجیف غدر و فریب نمو د ند و مدت هشت روز اسیر نمود و بعده خلاصش کردند ملک روم فرصت یافته باشکر
انبوه عجیف را محاصره نمود مامون بحقیقت امر وقوف یافت و بعدد عجیف لشکر فرستاد اہل لؤلؤه چون قوت
و عده مسلمانان را دیدند ناچار شده از عجیف امان خواستند و ملک روم نیز از او عفو منش آمده شخصی را برای طلب صلح
نزد عجیف فرستاد هم صلح قرار نیافت در سنه دو صد و هژده مامون بطیفه وفات یافت و درین وقت پسر جلاد را
قریب بهزار در ون بود جنازه و را از انجا بطرسوس نموده و آنجا دفن کردند و معتصم بوثیق میتقش متصم براد را و را
بخلافت نشاندند و درین سال بسیاری از سکنه جبال اهل همدان و اصفهان و ما سبذان و غیر هم بدین خرمیه در استان
در آمدند و دین اسلام را گذاشته اجتماع در همدان کردند معتصم از واقعه ایشان مطلع شد اسحق بن ابراهیم بن
مصعب را بالشکر عظیم بسروقت ایشان فرستاد در اعمال همدان بایشان ملاقات شد محاربه عظیم بوقوع آمد خلقت
ہزار کس از ایشان کشته شد و باقی ببلاد روم گریختند و خرمیه فرقه ایست از مجوس که اعتقاد بتناسخ ارواح دارند
و نکاح مادر و خواهر و دختر را مباح میشمارند در بین شان بابک خرمی است و معتصم را با این قوم محاربات و وقایع
عظیمه بوقوع آمده که در ذکر آن وقایع کتاب تطویل می انجامد والله الهادی الی الرشاد .
الطیعو نام مدینه است درومی
بواو دوم و لولوه نام حصنی است در نواحی طرسوس و
لولوه بلده و قعله در روم صوبه
طرسوس بلده و عمله است در روم نزدیک بطرسوس
گویا کنایه شده بمدار است و بضم را نیز آمده
الطیعو بضم ها نیز آمده کذا فی
القاموس
ذکر خروج روم به زبطره
در سال دو صد و بیست سه پادشاه روم بفته بلاد مسلمانان کرد و په بلاد ربطره و غیر هم فته عظیم القاء
نمود گویند بادی صد ہزار مرد جنگی بو دو بعضی اکثر نیز گفته اند والله اعلم و بہر تقدیر از اہل زبطره مردانرا بقتل رسانه
و اطفال و زنرا اسیر گردانید و بعد از ان اہل ملطیه و غیره از قلعه های مسلمین را نهب و غارت نمود و زنهای مسلمانان
اسیر گردانید و هر کس از مسلمانان بدست اومی افتاد مثله مینمود شهادت انرا کو رسیکرد و گوشها و بنی ایشانرا مرید
تا اینکه مسلمانان نغیر عام کردند و ہمہ اہل شام و جزیره مقابله ایشان خروج نمود الا کسی که اسلحه سلاح نداشت
در خانها مانده بود . ذکر فتح عمور یہ یعنی رومہ
چون پادشاه روم خروج کرد و مسلمانان را بی نظیر احداث کرد معتصم برین واقعه و قوف یافت و بشکست بسیار
بروی گران آمد و زرگ و ه و و جب بر رسید بوی که زنی ہاشمیه در دست رومیان اسیر بو و از حمام صفدر آنی که واقعه عا
معتصم ازین خصم برحم آمده بر بالای شتر نشسته بودروی با لطرف کده میگفت لبیک لبیک و حال از جای خواسند بود
زبطره بضم زا و فتح با محوله بلده است در روم کذافی
القاموس
عموریه بلده و عمله ایست در روم
تکذیب شده باشیم و یا با محوله کذا فی القاموس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
