Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۵۸)
ذکر خروج استادیس
دارد مهدی بعد از وقوف یافتن خازم را متکفل محار به استادیس گردانیده و برا بریاست عسکر
مقرر کرد و جماعت کثیر را از منصبداران سپاهیان با ویبار نمود خازم با لشکر انبوه که دوازده هزار مرد جنگجو
بود و بیست و هزار مرد از هزیمت خوردگان سابقه بودند برای محاربه روان شدند از هزیمت خوردهگا
ششهزار مرد را انتخاب نموده همراه فوج لاحقه خود مقدمه گردانیده باقی را در عقب برای سواد و کثرت
لشکر تعیین نمود ولوا را بدست زبرقان داد و از راه مکر و خدع بدار از یکموضع بدیگر موضع نقل در ازاین
خندق باین خندق گذشت تا لشکر را متفرق و قطعه قطعه گردانید خازم غدر او را دریافته در یکموضع
با اصحاب خود نزول فرمود و اطراف خود را خندق عظیم حفر نموده و چهار مدخل برای او قرار داد
و در هر مدخلی هزار نفر از اصحاب خود مقرر کرد تا دشمنانرا مدافعه کنند شکر استادیس با بیعل گفتند دیگر توا
از در بند یکه بکار بن مسلم ددیگر اصحاب می حار است میگذرد بهجوم تمام در آمدند و اصحاب بکار را شکست
دادند بکار خود را بدرختی انداخته ندا کرد که ای مسلمانان شرم دارید ازین که از طرف با مسلمانان بهستی
والبته باید که ضبط کنید طرف در اینجانب از اهل اقوامی دبی با او موافقت کردند و حمله های شدیدی برده تا دشمان
از در بنی د راندند بعد ازین دوی از اصحاب استادیس که نام او حریش و دبی را بحی صاحب نے بر قوم خود بود
متوجه در بند که خازم آنجا بود گردیده و حمله آور در خازم چون جلادت او و دیگر اصحابش را دید از را و ندیم
در آمده با شمشیر من شعب که در میمنه لشکر بود خبر فرستاد که تو با نفرهای خود از در بندیکه بکار بن مسلم آنجاست
برون شو زیرا که کسانیکه مقابل در بند میباشند از هجوم فارغ اند در صورتیکه ترا دشمنان نه بینند از لشکر قطعه
شده مسافتی بعید از جانب خلف دشمن متوجه لشکر با شوع باید که چون رایات و اعلام شما از آن جان
نمودار شود بکار و اصحاف وی صدای خود را بتکبیر بلند نامند و غلغله نمایند که اینک لشکر طخارستان به
ایمان رسید و قبلاً نیز گفتگوی لشکر طخارستان در ما بین شان بود شیم حسب الفرموده عمل فرموده تا
در قفا لشکر خود در آمده و حریش و اصحاب او را بقتال مشغول گردانید و بعجل و مصابره آنها را غفلت
میداد که ناگاه صدای الله اکبر بلند شد و بکار و اصحاب دبی واز نمودند که لشکر طخارستان آمد اصحاب
بر دشمنان حمله نمودندا نهارا واپس کردند و اصحاب هشیم رسیده ایشانرا به تیرو تا ونیزه بزدند و
طرف میسره نهار بن حسین امداد کرده یکبار بر دشمنان حمله کردند و شمشیر ها از نیام کشیده بقتال
افتادند و بفرصت قلیل اعدا را بهزیمت دادند و از دشمنان هفتاد هزار نفر کشته شد و چهار ده هزار اسید
گردید و استادیس با جمع قلیل فرار کرده در کوه پناه برد خازم اسیر انرا گشت و با مسلمانان بطرف
استادیس امحاصره کرد درین اثنا ابوعون وعمرو بن مسلم با اهل طخارستان رسیدند و استادیس
تنگ آمده نزول فرمود و قرار داد که هر چه ابوعون درباره من حکم کند قبول نمادم ابوعون حکم کرد که خود
استادیس با پسران اقوام وی قید شوند و دیگر اصحاب وی کسی بزار کس و ذمه امان داده شود به
خازم حکم او را نفاذ داد و برامان داده شدگان خلعت را نعمت بخشید و قضیه را بمهدی نوشت
مهدی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
