BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 217

Page 217

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 217 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۰۸) ذکر فتح اندلس که خوف مخالفت داشت گشت ۔ بعضی چنین گفته اند که قتیبه زمانیکه حته گرفتن بابل صلح به صغد رفت چون بازگشت اهالی صغد طرخون را گفتند که رضا بخون آرداده جزیه را به خوانشش دمیدهی تو پیر و کلان سال شده ذلت را رضامند میباشی مارا حاجت بتو نیست او را محبوس و غوذک را بجای آن والی گردانیدند طرخون ازین ننگ خود را بقتل رسانید در همین سال غزا کرد عبدالعزیز بن ولید صائفه را و نیز در همین سال ولید بن عبد الملک محمد بن مروان را که عموی آن بود از جزیره وار منیه غزل کرده بعوض آن مسلم بن عبدالملک را عامل گردانید مسلم طائفه ترک را از ناحیه آذر جان تا با بک شهر یست از حلب غزا نمود و مداین و باقی قلعه ها را فتح کرده بذر بیعه منجنیق ها و نیز مسلم بن عبدالملک در سنه نود و دو بزمین روم غزا نموده سه قلعه را فتح کرد اہل سوسن بشهرهای روم قرار داد. ذکر فتح اندلس اندلس جزیره ایست که در پهنائی دریای محیط بسته و در بین بنهر یست باریکی در بیست و هشتم رمضان سنه ۹۲ زمان خلافت ولید بن عبد الملک طارق بن زیاد از ابراء رو موسی بن نصیر با هفت هزار کس عزم غزا نموده با جمعیت خود به جبل طارق نزول کرد بعد از ان موسی بن نصیر پنج هزار کس بمداد فرستاد که جمله دوازده هزار نفری بودند بعد از اینکه جیوش خود را در شذونه جمع آوری نموده بملک اندلس طلاقی شد پادشاه اندلس نیز با صد هزار لشکر بجنگ آمد با یکدیگر حمله بردند مدت هشت روز مقاتله بین شدت داشت تا اینکه بنصرت الهی طارق پادشاه اندلس ابدست خود کشت حق تعالی کفار را شکست داد لشکر طارق ایشان را تعقیب نموده جماعتی از شکستیا جمعیت کرده بودند بنای مقاتله را گذاشتند با آنها مقاتله شدیدی کرده ثانیاً شکست خوردند بعد از ان چنان حرابی مسلمانان اتفاق نیفتاد شهر من دشمن برجا قرار نگرفتند بلکه هر جا طارق شهر شهر و قریه قریه را واگذار شده میرفتند تا اینکه طارق در بلاد اندلس داخل شده اندلس را شهر بعد شهر فتح میکرد کلام در اینجا بطول می انجامد قصه طارق در تواریخ بطریق تفصیل مذکور است اینجا حاجت ندارد خلاصه اینکه کارهای انجام مستقیم در اسلام بلند گردید کشتگان کفار از اول فتح تا اخر اینقدر بسیار بود که بشمار نمی آمد شهداء مسلمانان بنسبت بآن بغایت کم بود اما بیعنت طلا و نقره و جواهر و اسباب و اساس و باقی اشیاء انیقدر بود که عقل از شماره و ضبط آن عاجز بود نصیب مسلمانان گردید و نیز فرشی یافتند که بشاخهای طلا و مروارید بافته و یاقوت وزبرجد دانه نشانی شده بود چون لشکر ظفر اثر آن را میدیدند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 217. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/217 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/217
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record