Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۰۱)
ذکر غریب نیزک
بی خبر بودند بر آن شبیخون زدند بسیاری را کشتند باقی با همراه نیزک گریختند و کسانیکه بدان
تنگی شعب سد راه بودند بهزیمت نمودند قتیبه همران باقی لشکر مسلمانان داخل شعب حلم گردید
به قلعه در آمد از آنجا گذشت به سجان رفته در آنجا اقامت نمود ما زراعد از چند روز
قتیبه با لشکر ظفر پیکر متوجه نیزک شد عبد الرحمن برادر خود را با دوازده هزار کس طلا یه نیزک
پیش فرستاد چون نیزک از کابل شاه اطمنان حاصل کرده بود با مال و کراسباری خود
از رود فرغانه گذشته بجانب کابل شاه متوجه شد در بین راه به کرز نزول نمود عبد الرحمن
مانند شیر شکاری تعقیب وی نموده آن را با طایفه ترک در آنجا محاصره کرده الی دو ماه
در کوه عس بغود ان هیچ طرف را ه خروج و دخول نبود تمام اسار کر ز بمزض ابله مبتلا
و معاش برایشان تنگ گردید قتیبه هم از ترس رسیدن زمستان سلیمه سنج را
که یکی از دوستان معتمد نیزک بود امر کرد که نیزک را بحیله بدون امان اگر کر وسیله میکرد
او را امان داده نزدش حاضر آورد و سلیمه را گفت بدان ای سلیمه اگر نیزک را نیاوردی
و ترا بی او مشاهده کردم ترا بدار خواهم کشید از دستم سلامت نخواهی ماند در این میان
قتیبه دو فرسخ مسافه از برادر خود عقب تنزل داشت سلیمه مراج گفت به برادر خود عبد الر
نوشته کن که با من موافقت کرده مایحتاج مرا فراهم آورد قتیبه مکتوب بدست سلیمه را
بدست خود او داده نزد برادر خود عبدالرحمن فرستاد سلیمه به عبدالرحمن گفت که عده
از سواران بفرست که بدان دره منتظر باشد چون من نیزک از دره خارج شویم درعقب
برآمده بین ما و شعب حایل گردند بعقب مراجعت کنند عبدالرحمن سوارها را فرستاد
سلیمه خود اطعام و خرما با رکرده نزد نیزک رفت چون باو خلوت کرد گفت فریادی
که نزد قتیبه نرفتی نیزک سلیمه را گفت چه رای میدهی گفت رفتن ترا نزد قتیبه نیک میدانم
زیرا که وی ازین سرزمین نمی رود و عزم نمود که زمستان را بماند اگر چه هلاک شود یا سلامت
ماند نیزک گفت اگر بدون امان بروم قتیبه مجرد دیدن حکم بقتل من میکند سلیمه گفت
قتیبه چنان بر تو خشمگین است که کمان نکنم ترا امان دهد ولی رأی من اینست که چنان
بروی تا اینکه دست خود را بدست ا و نهی بر تو د و توقف نشود در ان وقت میدانم که حیا
کرده ترا عفو کند نیزک گفت نفس من ازین رای ابا میکند گمان من اینست اگر مرا ببیند
میکشد سلیمه گفت من بر آخر و مصلحت تو آمدم اگر برایم کار کنی شاید سلامت بمانی
و حال تو مانند سابق شود هرگاه سخنم را نشنوی باز میگردم بعد از ان اطعمه را که با خود
برده بود حاضر کرد چون اصحاب و اتابعان نیزک با چنان طعام با معرفت نبود چور
و غارت کردند سلیمه را از مشاهده اینحال بد آمده برای نیزک گفت من از دوستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
