Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۷۹) ذکر غزو بلاد سوس و وقایع افریقه
مسقر نموده باہالی کابل غدر او در نقض عهد کردند و ابا عبیده با این زیاد را اسیر کرده اند بعد از ان
یزید بن زیاد بالشکری خود بهمراه شان مقاتله نمود مسلمانان مغلوب شد و بسیار شان قتل
گردیدند چون این خبر وحشت اثر بسلم بن زیاد رسید فی الحال طلحه بن عبدالله خزاعی را که موسوم به
طلحیات بود فرستاد هفده هزار درهم فدیه داده ابا عبیده بن زیاد را رها نمود و طلحه موصوف از کابل
بسیستان بطریق والی بودن رفت و اموال بسیار که آورده شد و بزو اران خود میداد بستان وفات
نمود و در مدح آن ای گفته که رحم کند خداوند جل جلاله بزرگی را که بسیستان دفن کرده اند که آن طلحه طلحات
ذکر غزا نمودن عقبه بن نافع به بلاد سوس و بیان بسیاری قلایع افریقیه
در سال شصت و دو حضرت عقبه بن نافع رضی الله تعالی عنه لشکر را با اموال اولاد خود در ولایت قیروان
گذاشت و در آنولا زبیر بن قیس بلوی را خلیفه گردانیده اولاد را جمع کرده و برایشان گفت که من
نفس خود را بخدای عزوجل فروخته ام و پیوسته مجاهده می نمایم بهراه انانکه بخداوند کافر میباشند و
اولاد خود را با نچه بعد ازین کرده شود وصیت نمود و بهمراه لشکر بزرگی رفت تا اینکه
داخل شد بشهر باغایه را که جماعت بزرگی از اهالی روم در آن شهر جمع شده بودند و
بهمراه آنها مقاتله سخت نموده ۔ عقبه انها را شکست داد و کشته شد از رومیان کشته های
فاحش و اموال بسیاری را غنیمت گرفت و جماعت شکست خورده داخل شهر شدند
و عقبه آنها را محاصره نمود بعد از ان بودن آن شهر بر وی تلخ گردیده به بلاد زابی که
شهرهای فراخ و قریه های بسیار بود رفت و حضرت عقبه قصد شهر ار به که شهر کلانی بود
نمود و اهالی آنشهر که رومیان و نصرانیان بودند ایشانرا از دخول شهر منع نمودند و بعضی از سیا
بکوه ها گریخته و مسلمانان و مردمان شهر چند مرتبه مقاتله کردند۔ با وجود آن نصرانیا
مغلوب شدند و شکست خوردند و بسیاری سواران شان مقتول شدند حضرت
عقبه کوچیده بولایت (تاهرت) رفت چون این خبر در میان رسید رومیان از
مردان بر بر استعانت خواسته آنها هم اجابت نموده رومیانرا نصرت دادند و جماعت
کثیری اجتماع نموده مقاتله سخت نمودند چنانچه از بسیاری دشمن کار بر مسلمانان سخت
گردید حضرت خداوند کریم بمضمون کلام قدیم خود که والله یؤید بنصره من یشاء مسلما
فتح و نصرت کرامت فرموده رومیان و بربر را شکست دادند و شمشیر های خون ریز خود
بسیاری آنها را کشته اموال واسلحه آنها را غنیمت گرفتند بعد از ان حضرت عقبه رفتا ران
بولایت طنجه فرود آمد و در میان راه بلیان نام سرهنگی از اهالی روم با عثه ملاقات آمده ترا
عقبه هدیه بسیار خوبی داد و حضرت با بکم آن فرود آمد حضرت عقبه از اشخص احوال اندلس را پرسید که بحر سمیز
بزرگ گردانید بعد ازان از احوال بر بر پرسید در جواب گفت که نفری بر بر بسیار است که شما
شورش طلحه در سیستان و مدح
با قایه شهر یست در اقصای افریقه از جمله
بلاد روم در بزرگی و استمداد رومیان با بربر
باعایه در مدام و او به هم شهر یست
زابی قبیله یست از بربر مجاور
تا هرت بضمتین شهربت در افریقه و بعضی
گویند شهریست در مغرب و بحر محیط
از بلاد بربر در قرب جبل درن که در عهد
خلیفه عبدالرحمن بنا یافته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
