Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۷۱) ذکر غزوه بلنجر
سرگشته و غافل گردانیده مسلمانانرا بمقاتله ایشان داخل مکن می ترسم از انکه مبادا
مقتول و مجروح گردند - حضرت عبدالرحمن مصلحتا از مقصد خود باز نگردید بجانب
بلنجر غزا نمود درین حال ترک و خزر اجتماع کرده بهمراه مسلمانان مقاتله سخت نمودند
و حضرت عبدالرحمن با کینه اند بحبوحه الجنان که لقب شان ذوالنون بود شهید گردید
و ذوالنون نام شمشیر ان بوده است ز جوش فلاطون دمش تیز تر ز ابروی
دلدار خون ریزتر و جسد مبارک شانرا اهل بلنجر در صندوقی نموده طلب باران از
درگاه حضرت قادر ذوالمنان بوجود مبارک شان مینمودند و چون حضرت عبدالرحمن
با جماعتی از لشکری خود مقتول گردید مردمان منهزم شده دو فرق گردید فرقه بجای
باب رفته بسلمان بن ربیعه برادر عبدالرحمن اکه سعید بن عاص بامرحضرت عثمان
رضی الله تعا عنه ان را در کار زار یار و مددگار مقرر فرموده بود ملاقات کرده
با یکدیگر بنجات یافتند و فرقه دیگر بمعیت سلمان فارس و ابو هریره رضی الله عنهما
در طرف جیلان و جرجان رفتند.
ذکر خروج ترکان بهمراه پادشا خود قارن نام
در سال سی و دو جماعتی از ترکان که عده انها چهل هزار و قارن نام پادشاه انها بود
از ناحیه خراسان برآمده بولایت طبستین رسیدند و اهل بادغیس و هرات
و قهستان از برای مدافعه انها جمع آوری نمودند وقیس بن هیثم سلمی در انوقت
از جانب ابن عامر در خراسان خلیفه بود که در زمان احرام با احترام خود بزیارت بیت الله
الحرام زادها الله تعالی شرفا وتعظیما آن را تمکن مسند خلافت گردانیده بود
و در جهات و اطراف اماکن خراسان مستولی و غالب گردید درین هم آن عبد الله
ابن خازم که همرآ ان بود ببرام ابن عامر گفت بنویس معاهد خطیکه در زمانیکه قیس از ولایت
خراسان بیرون میشود من بعوض آن والی باشم ابن عامر قبول نمود و در زمان
روی آوردن جماعت ترکان قیس بابن خازم گفت که چه مصلحت می بینی
ابن خازم فرمود که مصلحت دید من انست که از شهر ما بروی زیرا که عهد نامه ابن عامر
بوالی بودن من در خراسان در نزد من است قیس بناز عهد را ترک کرده در نزد ابن عامر
رفت و بعضی گفته اند که مشورت داد ابن خازم به برآمدن قیس بسوی ابن عامر
جهة مد د خواستن چون قیس برامد عهد ابن عامر را بولایت ابن خازم در زمان غیبت
قیس اشهرت داد و ابن خازم بمعیت چهار هزار نفر ملاقات ترکان روان گردید
و مردمان را نیز امر نمود که روغن و حریق برداشتند و در زمانیکه بقارن مقارن و
جیلان
قریه ایست
مابین
طبرستان و دیلم که منسوب
بجیل بن قابع برادر دیلم است و بعضی
انرا داسکان گفته اند بزمین بین جورده
طبستین
ناحیه ایست بین
نیشابور و اصبهان میگویند مشهد
ابو جعفر و قارن در انحا بوده و یکرات
بادغیس عهده پاد در جزی رو دها
و ابا و انه اند
هرات از بلاد مشہور خراسان
که انرا ابو عبیده بن ما بکیها احداث
نموده شهر پر طراوتی بوده قلعه ای
داشت سرا پرده حضاره بخره دوازده
فرسخ در دوازده فرسخ و انرا بوقایع
متوالی خرابیها رو داد چنانکه بیع
علیه ان بزمان سلطان حسین بیکرا
قهستان ناحیه ایست گر مدینه
انرا خان و قصبه بعد دست اورند
از طبرین است بین نیشا بورد
اصفهان ۱۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
