BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 157

Page 157

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 157 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوح خراسان ( ۱۴۸ ) فتوحات اسلام اراده دارم که نزد خاقان رفته با او باشم یا بچین و م قومش گفتند که این مد شکر است بهتر است که نزد همین قوم رفته با ایشان صلح نمائیم چه آنها اهل دین و وفا دار تر اند اگر دشمن ما را در حالیکه بشهرهای خود باشیم تصرف نماید بهتر است از اینکه در بلاد دشمن گرفتار باشیم و آنقوم نه دارای دین و عهد فامی باشند یزدجرد اگر چه بایشان امان داد گشتند بل قسمتیم کن ایمان دست پر را تا اینکه خود و اشخاصیکه مارا تصرف نمائیم در انمونیم که اریم که از بلاد ما خارج شود یزدجرد این هم را مجهول کرد طوس را بد را حت رساند، مغالطه نمودند و جند را نه جوعی در انصار کرده است کشتند بعد از ان یزدجرد بفرمان بناقان چی شده از مهد گذر کرده بچین رفته خاند وخت مقیم شد زمان خلافت حضرت عمر یزدجرد در بلاد راک دا قا ست کرد تا اینکه در عهد عثمان مردم خراسان بخانو شدند با او آغاز داد و در خط نویسی گذاشتند که کیفیت آن در آتیه بیان میگردد بعد از ہزیمت یزدجرد اهل فارس جمع وجهت آمد صلح کردند و جرینه و اموال را تسلیم نمودند شهرهای خود مراجعت کرد و بر سرین امانی که در زمان کاسره مقصر رشان بود تقبل کشتند سپر سواری از مسلمانان را برای ابند هر وم فارسید رسید بعد از عبور بر چندراز هراسیت این بر آمده اهل خود جر های جبار کانه را اشغال کردند و جهت از انجام مروه را ده کسر خاقان ا را فرود مرد را بهتر نوشت زمانیکه یزدجرد و خاقان از مهد عبو کردند با سوان خود را تا رقعه شامپیون بفرستاد و بود ملاقی شده انشخص گفت که شما و چین در من پیر که نوعی صفت ان کسانی را که شمار از بلاد شما بیرون نموده و حال انکه می شنوم عده ایشان قلیل از شما کثیر است خبر نباشید جهت که بچه ضعف می دارند شما وصلته بدهی که نشاست به مخابر ما همین کنم که سوال کنم مرد با در کشان جواب کونم پرسید انقوم بعهد خود فائی میکنند گفتیم بلای سوال نمود که پیش از آغاز جنگ کیسی شما میکویند جواب دادم که بلی ما را پیش از سه امر دعوت میدهند (۱) بقبول دین خود چنا نچه اگر قبول نمودیم ما را در منزلت دسته خود مساوی میدانند (۲) بدان جبران (۳) برای مقابله تکلیف نمایند گفت در میان برداری امور خود چگونه هستند گفتم که در مان پردار تر و در عهد تر اقوامند پرسید کدام چیزها را حلال و چه خبر را حرام میدانند او را کنم بردار گفت تا چیز های را که حرام است برایشان حلال و چیزهائی را که حلال است حرام میدانند مضمونه گفت این قوم همیشه با مظفر هم آغوش اند تا وقتیکه حلال مانند علما لهای مخ دوراد حرام بداند خون خود را از البسه شان سوال کرد او را مطلع ساختم بعد از ان از مراکسب نداری شان استفساری اسبهای عربی شامرا صفت کردم گفت خوب حصار باست و وصف نمودم شتران ایشان و خوابیدن برخواستن آنها را همراه بارهای خود یکت صفت چهار پایان در انکرون همین است و مکتوبی بیزدجرد نوشته بدر یعه رسولش فرستاد که با نمی نیست بفرستادن با شرم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 157. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/157 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/157
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record