BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 153

Page 153

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 153 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۱۴۴) فتح باب اسفند یار را محبوس کرده بود بهرام بن فرخ زاد در بین الا عتبه ملاقی شد مقابل نمود هزیمت یافت چون این خبر باسفندیار رسید گفت اکنون صلح کاملا اتش جدال منطفی شد بعد از ان همرای بکیر مصالحه کرده جمیع اهالی اذر بایجان صلح او را قبول کردند بکیر و عتبه خبر فتحرا مع خمس غنایم نزد حضرت عمر رضی هم عنه فرستادند. بیان فتح باب باب شہر بزرگیست که کسری بنا کرده در همین سال بیست و دوم حضرت عمر رضی هم عنه سراقہ بن عمر و را که ملقب ذی النور بود امر کرد که بطرف باب رفته عبد الرحمن بن ربیعه با هلی را که از جمله صحابه اور انیز ذی النور میگفتند بر مقدمه لشکر و حذیفه بن سعید عفاری و بکیر بن عبد الله لیثی خارا بر طرفین مقرر نماید و بر اموال غنیمت سلمان بن ربیعه با هلی را موظف کند بکیر پیشتر از مکتوب حضرت عمر رضی هم عنه جانب باب رفته زمان خارج شد سراقه از آذر بایجان شہر باب رسید و پادشاه آنو لا شہر یار از اولاد شهربازی بود که بنی اسرائیل ا بر هم کرده و در شام جنگ نموده بود چون عبدالرحمن بن ربیعه در ولایت باب بطول انجامید شهریار مکتوبی فرستاده طلب امان نمود که کیعی از شها نشود تا ملاقات بیاید عبدالرحمن او را امان داده اجابت کرد چون شهریار بحضور آمد گفت من مقابل شمنان سگ سیرت میباشم که آنها گروه مختلفه بود و حسب ندارم هرگاه شما با ما مقابله کنید ایشان بر مایان قوی میگردند از بر اشخاص عاقل لایق نیست که معاونت کند آنها را بمقابل اشخاص صاحب حسب ابنای اهل دین فتح بلادشان برای شما هیچ فائده نیست شما بر بلاد دگر ده من غالب گردیدید من از شما میباشم قوه من قوام شما ستی جهت جزیه ام بشما رسید نصرت میدهم در انچه که رضا باشید حاضرم بواسطه خربه پیمان شقشی دود برما نکنند که در نزد دشمنان ضعیف رویم عبد الرحمن او را نزد سراقه فرستاد شهر یا در مابقی بجنا خود راضی کرد سراقه گفته های او را قبول نموده فرمود هر کس که اقامت داشته با دشمن محاربه کند باید جزیه بدهد شهریار اجابت نموده سراقه در ماجرارا بحضرت عمر رضی ہم عنہ نوشت بحضرت اجازه اینجتین بودند بیان فتح موقان سراقه بعد از فتح باب کبیر بن عبدالله وحبیب بن مسلمه حذیفه بن اسید د سلیمان بی ربیعه را ابنا ای جبال که به ان ارمنیه بودند فرستاد منجمله بگیر با بطرف موقان، حبیب جانب تفلیس حذیفه باسید مجبال وسلمان بطرف دیگر روانه نموده مکتوبی که مشعره فتح باب موق نافری اکور بود حضرت عمر فرستاد چون مکتوش بحضرت عمر رسید امرسوق نظری برنج با ذوق برادگران آمده کار نمو د که این کار بدین مشقت انجام نخواهد پات موقان دولتیت در اذربایجان مشهور شته تفلیس در بلد قافقاز ۱۲ باب کوی ایست در بین بحرها د نام شر نیست مجرد ۱۲

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 153. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/153 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/153
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record