BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 122

Page 122

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 122 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۱۱۳ ) بیان روز غوث شدند که بیرقی نصب نموده خیال جمعیت داشتند و میگفتند که متفرق نشوید سلمان و همراهانش تمام شان را بقتل رسانید سعی جند فوج کفار از شرم نگریختند سعی و چند نفر از رؤسای مسلمانان قصد آنها را نموده بهر هم یک فوج رسید قتال فوجها دو قسم بود بعضی میگریختند و برخی ایستاده بقتل میرسیدند از جمله اسیران فوج هر مزان گریخت وقتیکه از تعقیب اهل فارس مسلمانان مراجعت نمودند مؤذن شان شهید شده بود لهذا در امر اذان بین مسلمانان منازعه پیدا شده نزدیک بود که قتال نمایند تا اینکه سعد قرعه انداخته مردی بمؤذن مقرر شد - وقت تقسیم غنائم که روز قادسیه را که بیست و پنجنفر بودند ششصد و ششصد شصت حصیکه پیشتر آمده بودند سه هزار زیاده از دیگران دادند به سعد گفتند که پیش آمدگان و متاخرین قادسیه را مساوی سهم بدهد سعد فرموده چسان کسانیکه مرتبه آنها نرسد با ایشان برابر نمایم باز گفتند فضیلت بده آنهائی را که منزل شان دور است به نسبت اشخاصیکه قریب مکان خود مقاتله نموده اند سعد فرمود هرگز تفضیل نمیدهم آنانکه قربانی بدست دشمن گرفتار میباشند ایا مهاجرین را با انصار انقسم فضیلت گذاشتند عربان متوقع بودند که واقعه عرب و فارس قادسیه بین غدیت و عدن بسته ظاهر میشود نسبت بین ابله و ابله و معتقد بر این بودند که ثبات وزوال ملک فارس بقادسیه مربوط است و در هر شهر آوازه قادسیه شایع بود و منتظر بودند که عاقبت امر آن چگونه خواهد شد پس از انجام امر قادسیه خبر آن بین مردمان شایع شد سعد بجانب هم امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه مکتوبی که مشعر بر خبر فتح و شمار مقتولین و مجروحین بود فرستاده اشخاص معروف را در ان مکتوب مرقوم نموده بذریعه سعد بن پسر عمیا فزاری ارسال نمود حضرت عمر رضی الله عنه علی الدوام وقت صبح از خانه برآمده از هر سواری استفسار امر قادسیه می نمود بوقت ظهر پس بمنزل خود مراجعت می نمود تا اینکه یکروز با فیروز امیرالمؤمنین عمر (رض) به بشارت دهنده شتر سواری ـ ـ ـ ـ ملاقی شده پرسید از کجا می آئی گفت از قادسیه می آیم به نزد امیرالمؤمنین بشارت می برم فرمود بسیار خوب بشارت بده در آن شیر به شیر گفت خداوند مشرکین را شکست داد حضرت عمر رضی الله عنه پی در پی از او استفسار می نمود و او بسبب ناشناسی جوابی نگفته شتر خود را میراند و عمر رضی الله عنه پیاده در کاب او می آمد تا جائیکه داخل شهر مدینه شده مردمان گفتند السلام علیک یا امیرالمؤمنین قاصد منفعل شده سوال نمود که شما امیرالمؤمنین میباشید پس چرا من اخبر نساختی عمر رضی الله عنه فرمود برادر چندان باکی نیست - چون مسلمانان بقادسیه آشکار قاصد را می بردند لهذا امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه مجملا فرمود انیکه مردمان قادسیه بر متصرفات خود مانده امور را غزو سعد با کفار عجم مدائن و هزیمت شدن قادسیه و محاصره و سخر نمودن مدائن شهر سه ماه تمام کفار و فرار نمودن شتردان پسر یزد جرد و فتح مدائن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 122. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/122 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/122
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record