Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۱۰۸)
بیان روز اغواث
حمله او پاره از لشکر
سوگند میتاشد
جنگ دوام داشت بعد از ان هجوم نموده بجنگ اشتغال ورزیدند تا اینکه نیم از شب گذشت
لهذا شب ارماث را هَدّاء ولیل غوث را سَواد نامیدند در روز غوث مسلمانان
کامیاب شده واکثریه اشراف فارس را بقتل رسانیدند سواران قلب شکر بطرف مجولان
درآمده پیاده گان صبر و ثبات نمودند چنانچه از گریختن اسپان مردم فارس قبلاً مذکور شد
که اگر سواران واپس نمی آمدند رستم نیز دستگیر میشد مسلمانان شب در آنجا گذراین
مانند که شب قبل مردم فارس همانجا اقامت نموده بودند پیشتر گفته شد که ابو محجن ثقفی
در قصر بدست سعد محبوس بود روز اغوث که مسلمانان دکفار قتال میکردند عرق غیرت
و شجاعتش بحرکت آمده از سلمی زوجه سعد درخواست نمود که مرا از بند رها کرده اسپ
شوهرت را بمن بسپار که جهاد نمایم اگر زنده ماندم پس آمده مانند سابق محبوس میسازم
سلمی نپذیرفت خلاصه ابو محجن همزار عقود تا وقتیکه سلمی راضی ساخته سلمی بند از پایش
برداشته و اسپ سعد را که موسوم به بلقام بود به او داد ابو محجن هم بر اسپ سوار گشته
با یک قلب پر از جوش و خروشی بر یمین لشکر رفته و از آنجا بگردیده بطرف چپ فارس
حمله نمود بعد از ان عقب لشکر مسلمانان تاخته باز بطرف راست شکر اهل فارس
حمله کرده شکست میداد لیکن کسی او را نمی شناخت تعجب میکردند بعضی گفتند که شاید
از اصحاب هاشم یا خودش باشد و برخی گمان کردند که خضر علیه السلام است و گروهی
گفتند که اگر این میمن بود که ملا که خودش جنگ نمیکند یقیناً میگفته که ملک است سعد
فرمود اگر ابو محجن محبوس نمی بود میگفتم که سوار ابو محجن و اسپش بلقام است چون
شب نیمه شد و فریقین دست از قتال کشیدند ابو محجن با شتاب تمام خود را بقصر
رسانیده و پایایش را به بند آویخت سلمی پرسید که سعد شوهرم چرا ترا محبوس
ساخت ابو محجن گفت بخداوند سوگند که مرا بواسطه شرب خمر حبس نکرده لیکن در زمان
جاهلیت بآشامیدن شراب عادی بودم و شاعر نیز میباشم سبب این دو بیت که بر
زبانم جاری شد مرا محبوس نمود.
اذا مت فاد فننی الی اصل کرمه تروی عظامی بعد موتی عروقها
چون بمیرم مرا فنادر بیخ تا کرمانی کن
تا آنکه آب داده شود بعد مرگ من عرقهای او
ولا تدفننی فی الفلاة فاننی اخاف اذاماتت ان لا اذوقها
در بیابان دفن مکن جن بند پای تاکرو من
می ترسم دلاور بعد مردن نچشم گشته الاثر
[یعنی اگر بمیرم در بیخ تاک مراد فن کنید ـ تا که ریشه هایش استخوانهای مرا آب دهد]
[و در بیابان با مرابخاک مسپارید چرا که ـ می ترسم که بعد از مردن نچشم شراب را]
چون صبح شد سلمی به نسبت حرز و نیت خود با سعد هاشم رو داد که غیبت ابو محجن را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
