Machine transcription
۱۱۲
حسن معنی خواهی اگر کسب هنر غافل مباش ابروی بی مو بود تیغی که او بی جوهر است
از حیا مگذر که در ناموسگاه اعتبار شرم مردان را وقار است زنانرا زیور است
گر رضای حق طمع داری بنفع خلق کوش هر غذا کافتد موافق با بدن جان پرور است
بر دل آزاد از عزلت مبند افسردگی هر کجا آب روان یخ بست سنگ مرمر است
چون درشتی در طبیعت یافت راحت در نشست خواب مخمل را همان ضلغ ملایم بستر است
نیست همت آشنای جوهر فرسودگی بیشتر در دیده ما اشک غلطان گوهر است
حفظ آبرو میسر نیست بی کسب کمال نسخه آئینه گر شیرازه دارد جوهر است
سعی و عمل
مرد همه جا بسر کار به شخص معطل خجل و خوار به
بهره مقصود چوبی رنج نیست کاهل بی کار به پیکار به
زان تن کاهل که گل نازک است خارکش سوخته صد بار به
کار بزرگیست که خوانند علم بی عمل آن کار سپندار به
هر سخنی در محل خود نکوست زمزمه مرغ بگلزار به
امیر مناظر قدرت را بزبان لطیف بیان میکند :-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
