Machine transcription
(٤٠)
شیخ (علم) باش را خود ده داد
ادای نماز ده هستند اما از نپاپوشش مأیوسی داشت بخاطر شکایت
میطریدند تا که بشخصی نظرشان (افتاد که مطلقاً پای نداشت
خوب دیده و سنجیده بصبر قناعت کرده دانست که این واقعه
درک (یاران) علم صبر و رضاست . - حکمدیکه از صحبت مردم بتنگ آمده
در صحرای بیت المقدس بادیه نوردی اختیار کردند یکه اتفاقا
بچنگ مسیحیان گرفتار شده (او را) در طرابلش (طره پولی) بخریدند (بلهریق)
(شیخ) مشغول ساختند نهایت مشوش شدند ولی مجبور بودند
(اندک شبان) (میگذرانید) از حسن اتفاق سبزواریه سلمان را گذاری با طرف شان :
(شیخ) پرسید که خبر باشد ؟ بجواب دوست فرمودند : -
هیکگر نمیشم از مردمان کوه و دشت که از خدای نبودم بدیگری پردا
قیاس کن که بر حالت بود درین (ساعت) که با طویله نامرد هم بیابد ساخت
(بحال شیخ) دوست رحم کرده فدیه داد (او را) و از ظلم ایشان بدر آورده شیخ را
همراه بسبز (خدمت) یاب شدند مزید عنایتی کرده دختر خود را به مهرتعین
صداشرفی به شیخ داد ولی دخترک که خیلی شان و شوخ بود
با شیخ همواره ناسازگاری مینمود چنانکه (شیخ) و گفت که تو حیثیت خود را فراموش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 45 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00045.jpg)