Machine transcription
(۲۷۷)
ابو اسحاق
تبسم کرده فرمود عجبا احمقی است که جلادت در موسم بهار آلوده بصرف
اوقات در جنگ میکند و این بیت را برخوانده از قصر فرود آمد. سه
بیا تا یک امشب تماشا کنیم چو فردا شود فکر فردا کنیم
غرض اینست که شاه مظفر شیراز را فتح و تصرف کرد و شاه ابواسحق
بقتل رسید حضرت خواجه ازین حادثه بسی متألم شده در
یک قطعه تذکرهٔ ارباب کمال آن عهد را مینمایند. سه
به عهد سلطنت شاه شیخ ابو اسحق به پنج شخص عجب ملک فارس آباد بود
نخست پادشه همچو او ولایت بخش که گوئی فضل بود او بعدل بخشش داد
دوم بقیه ابدال شیخ امین الدین که بود داخل اقطاب و مجمع اوتاد
سوم چو قاضی عادل اصیل ملت و دین که قاضی باندازه آسمان ندارد یاد
دگر چو قاضی فاضل عضد که در تصنیف بنای شرح مواقف بنام شاه نهاد
دگر کریم چو حاجی قوام دریا دل که او بجود چو حاتم همی صله در داد
نظیر خویشت بگذشتند و بگذشتند خدای عزوجل جمله را بیامرزاد
بلی از صدمه موت شاه ابو اسحق حضرت خواجه مدتها غمگین بودند
و در غزلیات هم بی اختیار نام ابو اسحق را شامل حال و خیال خود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 282 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00282.jpg)