Machine transcription
(۲۵۳)
چو در بار چاچی کمان رفت شاہ
تو گفتی کہ در برج قوس است ماہ
دو نزع کمان باعقاب سہ پر
بدیدم بیک گوشه اورده سر
نہادند سر بر سرگوش شاہ
ندانم چہ گفتند در گوش شاہ
چو از شست بکشاد خسروگره
برامد ز ہر گوشه اواز زه
شہاتیری در بند تدبیر تست
سعادت دوان در پی تیر تست
به عهدت زکس ناله برنخاست
بغیر از کمان کو بنالد رواست
که در عهد سلطان صاحب قرآن
نکردست کس زور در بر کمان
را در شاعری توسن ممتدو
حسن که سلمان طاقوق العاده قادر الکلام یافت و مقربان خاص
شمولیت فرمود دلشاد خاتون یعنی محرم سلطان حسن کو کزن
عاقله و لایقه بود که سلطان بنام پادشاه گفته میشد بلکه نظم نسق
امور سلطنت از هر جهت وابسته و موقوف دستیاری خاتون
موصوفه بود ( شعر و سخن را هم قدردانی مینمود در بدان سسلمانرا
بنظر قدردانی و مهربانی میدید و هم سلطان او را با خلاص دل
وقوت طبع وصف و مدح میکر دو سلطان اویس که مذاق شاعرانه
و ذوق مخصوصی داشت و بعضی اوقات شعر هم میگفت و به سلمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 257 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00257.jpg)