BrowseAnīs → page 871

Page 871

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 871 of Anīs

Machine transcription

( صفحه ٢٤ ) ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) ( مجلد پنجم ) پریشان مباش ؛ بر هانریوت كسي شليك كرده نخواهد توانست ! او در پناه و بام اندازة من را با خود دارم ؛ برای اینها اگر زنده ماندم (دانزخ) را امشب خواهم گرفت : فصل بیستم * استخلاص هانریوت : - در اثنائیكه له قبور تهیه حمله را بر دانزخ میدید ، كونت دو نیبرگ بطرف قصر نشيمن مارشال كال كروت بسرعت میشتافت . برسيدن آنجا هويت افسر جوان فرانسوي را اظهار كرد وتسليم فوري او را بحيث يك تبعه آستر يا مطالبه نمود . در آن اوان پروسیا خواهان دلجوئي آستريا مي بود . اگر چه در اثناء محاربه متذكره آستريائي طرفي اختيار كرده بود بازهم پروشیا امید قوي داشت كه براي مغلوب ساختن این عفریت کورسيكائي سردنيزه او را بكار خواهد داشت . موجودیت كونت دونيبرگ در شهر محصور دانزخ در چنين يك فرصت دلیل بزرگ این آرزو هاي دوستانه بود . مار شال کالنكروت برای ممنون ساختن ایلچي استر يا قبول نمود که اسیر فرانسوی را بقونسل خانه استریا تسلیم نماید تا در آنجا الى فيصله وتحقيق دعوای تابعیت معطل بماند . برسيدن قونسلخانه نیبرگ سؤالات زیادی از ها نریوت راجع به ایام طفولت او نموده خواست بفهمد که از والدین حقیقی خودش مفکوره دارد یانه ؟ جوابات مرد جوان همه صاد قانه واطمینان بخش بوده از حیات اردو حصه مختصری بیاد او بود و همینقدر می دانست که پسر خوانده يك و الدين مهربانی بود که بنام ایشان موسوم و در زیر دیوار شان سر پناه داشت . ولی حس می نمود که در آغوش پدر و مادر حقیقی خودش نمیبود . جنرال قونسل احساسات خودش را ضبط کرده گفت « بتو اطمینان میدهم که والدینی که با آغوش شان احتیاج داشتی زنده وحاضراند ترا بپو سند آیا خواهش داری آنها را به بینی » ها نريوت بايك لهجه متحيرانه وبي باکانه جواب داد « مشكل است كه از خودم احساس محبت و دوستی نسبت بوالدینی که مرا در طفولیت ترک کرده هیچگاه خود شان را بتجسس ویا معلوم کردن موجودیت من زحمت نداده اند ، توقع نمایم ! ولی اینرا میخواهم بجناب شما عرض کنم من را بکدام اشتباهی نجات داده اید ورنه من تعلقی به این لباس استر یائی ندارم و يك افسر فرانسوی ام این را گفته و لباس جز وشم استریائی را بدور افکنده نیم تنه فرانسوی را ظاهر ساخت. نيبرگ : « باید بر مادر و پدرت اعتراض بی جهت نکنی و فعلا ئیکه تو از آن اطلاع نداری باعث ترك تجسس شان گردیده .... در حقیقت دلایل زیادی موجود است که آنها ترا مرده یقین می کردند و اندوه این واقعه صدمه های زیادی به آنها وارد کرده است . امروز چون شنیدند تو هنوز در قید حیاتی بهمان لحظه شتافته ترا از پنجه مرگ یقین نجات دادند : مادرت در حالیکه از خوشی مرتعش است ترا میخواهد باغوش بگیرد ! هانریوت آیا او بی فائده انتظار کشد ومن از تو چون فرزندی رشیدی مایوس شوم . افسر جوان به بسیار زحمت اشکهای خود را بشنیدن این الفاظ پر تاثیز پدر خودش که تا حال مرد بیگانه تصور می نمود ، ضبط کرده در آغوش او در آمد و بکمال محبت فرزندی او را بوسیده گفت . « پدر عزیزم امید میکنم ، با لفاظ نا مناسبی که پیشتر گفتم مرا مواخذه نفر مائید ! زود بگوئيد ما در عزیزم را چه وقت دیده میتوانم » نيبرگ که از خوشی میلرزید گفت « همیندم » ودست او را کشیده باطاق کشی برد ، کنتس نیبرگ كه حكايه کاترین را از زبان شوهرش شنیده ود بكلى متيقن و مطمئن بود که این افسر فرانسوی هانریوت خود اوست و نتیجه استنطاق نيبرگ را با کمال بی صبری منتظر ود بدیدن او سرا پا مرتعش شده سر و رویش را به بوسه های مکرر نثار نمود بعد لحظه که جوش بوس و کنار و معانقه ها فرو نشست کـو نت گفت فر زندم هنوز هم این لباس فرانسوی را در بر داری حال باید این یونیفورمه را از خود دور كني .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 871. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/871 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/871
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record