Machine transcription
صفحه ۳
( شماره ٤٢ )
مجلد پنجم
میزان سیاست ممالک چهار گانه هند ، چین ، ترکستان ، فارس مغفول بوده که نظر به تقویم صلح شرق افغانستاق همیشه سپر وهدف مصائب ملل مختلفه دنیا بوده است .
اولین جهت برای چاره وصلاح وفلاح عالی معاملات خود تشبثاتی و یا اقدماتی از قوه بفعل آورده نتوانسته و از خزائن طبیعیه و از موقعیت ترانسیونی خویش استفاده نکرده ، متاسفانه شیرازه اجتماعی ش مصروف محاربات بوده اساس اقتصاد صنعتی او بر پایه متین قایم نگردیده نشده بلـکه با وجودیکه جامعه افغانی دارای روح پاک عزم با شجاعت شهامت ، حمیت ، ادراك ، اداره ، زحمت پسندی هستند و روحاً اخوت و تعاون را دوست دارند و بوطن علاقه مند میباشند و با اینکه مهم ترین مبادی موثر در جامعه بشری مبادی دین است با الخاصه دین اسلام که روابط اتحاد و اتفاق بشر را بفرض نائل شدن بسعادت حقیقی به آیات قرآنی ثابت ومستحکم نموده است .
مع التأسف جامعه افغانی آنقدر از جاده سعی وعمل منحرف شده و ببلای خصومت و بی اتفاقی و تنبلی و کاهلی مبتلا شده است .
کانو کوئی تمام مصیبت ها و فلاکت ها ، دنیا از صفحه روز کار در هوا صعود کرده و از جو هوا بقال جبال این سر زمین تماس نموده و بعدها باجسام قوی العضلات افراد این مملکت سرایت کرده است ،
چرا و بهرچه ؟ علتش این است که درقطار امور اجتماعیه والی امور اقتصادی مان که موجد روح اتحاد و اتفاق است منتظم نیست و در حیات اقتصادی ما افراط و تفریط موجود است یعنی بار سنگین اعاشه و معاشرت چندین کرور نفوس استراحت جو بذمه همت توده زارع وکارگر تحمیل شده و از طرف دیگرزارع وکارگر ان ما با همان آلات وادوات كهنه بايك جهان بی خبری از فن زراعتی وفلاحتی وصنائع ثروتی با انتهای زحمت و عسرت برای اعاشه آنها صرف مساعی میفرمایند .
در صورتيكه يك مملكت در حالت بی روز کاری بوده و توده جامعه آن از راه استراحت طلبی و از طریق نامعقول استفاده جو باشند و جز تامین حیات خویش در ضرر دیگران چیزی دیگر آرزو نداشته باشند . مشکل است که روابط اتحاد و اتفاق دران جامعه تحکیم شود و یا معاونت هاي اقتصادي آن وطن بارتقاء افزا ?
در اجسام يك جامعه مملکتی مرض تنبلي ووظیفه ناشناسي وغنيمت شماري، انتقاد بي جا بهان سازي سرایت کرد با شددشواراست عمران شیرازه اتحاد واتفاق که اساس سعادتش گفت با اعتلاء رود ?
الحذر الحذر . . . . در صورتيكه بلاي مبرم بیکاري براجسام يك جامعه مستولی گردد طبقه اي مي زايد كه دانشمند اجتماعي کوستا و لوبون فرانسوي ازانها چنين شکایت کرد و میگوید ! طبقه اي که بجاي هوش و تفکر حس تقلید و تشبث آنها بخرافات وامورات سطحي ، نظریات آنان در کلیه مسائل ضعیف واخلاق شان متزلزل وگوناگون قواي مدرکه آنها آنقدر شالستگي نداشته که براي رسيدن بيك مقصود قبلاً فکر کنند و مقدماتي تهيه نمايند و اندك پيش بيني را شیوه یا شده هادي اعمال آنها همان خیالات و افکاریست که خلق الساعه بذهن آنها میرسد و نمیتوانند از منافع آتی صرف نظر نمایند البته نمیتوانند که در دنياي مجاهدت رقابت مازنده گانی کنند . )
لهذا جامعه افغانستان بمناسبت که براي میزان اعتدال اقتصادي ملي خود و وضع بنیاد اساس هاي متين براي تشكيل امور مملکتی موقع رسیده گي را پیدا کرد نتوا نسته است همانا بانصائب همیشه دست و گریبان بوده و مي نياسود. تا عاقبت الامر قريب بود که راه عدم را با عدم پیماید . لیکن چون خداوند سبحان حافظ فضائل روحي جامعه افغاني وفضائل طبيعي محيط ما است بارها حفاظت کرده و هیچ زمان نخواسته است بنده گان این وطن که در آینده بعالم بشریت خدمت خواهند کرد تارا عدم را بپیمایند ، واستقلال فطري، طبيعي اش را از دست دهند ، وببك چار فشار استفاده جویان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
